زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٤ - پيچيدگى روح
امدادى در مقابل حيلههاى پيچيدهتر ديوان بدانديش را در پى خواهد داشت. در چنين موقعيتى است كه كلام نورانى حقتعالى را با تمام وجود مىتوان يافت كه «...إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطانِ كانَ ضَعِيفا».[١]
البته ديگر صفات رذيله نيز بايد، به همين صورت مورد دقت و بررسى قرار گيرد. علماى اخلاق هم در هر يك از اين موارد راههايى پيشنهاد كردهاند؛ ولى بحث ما در خصوص «تكبر» است و فرهنگ قرآن كريم، بسيار فراتر از آن چيزى است كه در مباحث علم اخلاق بشرى مطرح است؛ از اين رو به آيه شريفهاى از آن كتاب آسمانى اشاره مىكنيم:
الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِي آياتِ اللهِ بِغَيْرِ سُلْطان أَتاهُمْ كَبُرَ مَقْتاً عِنْدَ اللهِ وَعِنْدَ الَّذِينَ آمَنُوا كَذلِكَ يَطْبَعُ اللهُ عَلى كُلِّ قَلْبِ مُتَكَبِّر جَبّار؛[٢] كسانى كه بدون در اختيار داشتن كمترين حجت و دليلى كه به سوى آنها آمده باشد، در آيات خداوند به بحث و جدال مىپردازند، از نظر خداوند و دينباوران دشمنى بزرگى نمودهاند (چرا كه ضريب زشتى ياوهگويى بستگى به عظمت شخصيت طرف مقابل دارد و چون هيچ چيز با خدا قابل مقايسه نيست، كار آنان بسيار قبيح و حاكى از اوج دشمنى با حق است) اين چنين خداوند بر هر دلِ متكبر ستمگرى مهر مىزند (و در نتيجه از درك حق و معارف محروم مىگردد).
ممكن است نخست تصور اين مطلب كه «كسانى در آيات الاهى» به جدال برمىخيزند، قدرى مشكل باشد؛ زيرا كافران اساس را منكرند و معتقدان به قرآن، حقانيت آن را پذيرفتهاند؛ پس چگونه در آن ترديد مىكنند؛ ولى متأسفانه واقعيت اين است كه در اين روزگار هم آن مدعيان دفاع از اسلام
[١] نساء (٤)، ٧٦. [٢] غافر (٤٠)، ٣٥.