زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٦ - حد و مرز تواضع
معصومان(عليهم السلام) است؛ ولى نگرش منابع اصيل دينى به بحث تكبّر و استكبار با آنچه در كلمات اين علماى اخلاق ديده مىشود، متفاوت است. اينان برخورد افراد بشر با يكديگر را بررسى كرده و ملاكى براى افراط و تفريط آن ارائه مىكنند؛ ولى در فرهنگ قرآن و عترت(عليهم السلام)، ملاك مقبول و معقول «بندگى خدا»ست. اصولا «تكبّر»، گردنكشى در مقابل حقتعالى است، و در مقابل تواضع، پرستش خداى متعال است؛ از اين رو نمىتوان «تذلّل» را نقطه مقابل تكبّر، و هر دو را داراى بار منفى دانسته و همچون شجاعت كه حد اعتدال جُبن و تهوّر است، تواضع را نقطه معتدل بين آن دو شمرد؛ بلكه در پيشگاه پروردگار منّان، هرچه خاكسارى بيشتر باشد، انسان به كمال لايق خود بهتر دست مىيابد، و به لحاظ حركت در مسير فطرت خدادادى و طى طريق عبوديّت، امور اين جهانى او نيز روال منطقى و مطلوب خواهد يافت و لمس تطابق زيباى مقرّرات شرع با ساختار وجودى انسان (تشريع و تكوين)، صفا و بالندگى غير قابل وصفى براى زندگى انسان به ارمغان مىآورد.
از ديدگاه وحى، زشتى تكبر به لحاظ «ناسازگارى با روح عبوديت» در مقابل خداى تعالى است و نهايت فضيلت و كمال انسان، درك عميقِ «عبد محض خداى قادر متعال» بودن است.