زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٣٨ - بيمارى هاى اخلاقى و ريشه ها
فَإِنَّهَا مَصْيَدَةُ[١] إِبْلِيسَ الْعُظْمَى وَمَكِيدَتُهُ الْكُبْرَى الَّتِي تُسَاوِرُ[٢] قُلُوبَ الرِّجَالِ مُسَاوَرَةَ السُّمُومِ الْقَاتِلَةِ، فَمَا تُكْدِي[٣] أَبَداً وَلاَ تُشْوِي[٤] أَحَداً، لاَ عَالِماً لِعِلْمِهِ وَلاَ مُقِلاّ[٥] فِي طِمْرِهِ[٦]؛ خدا را خدا را از نظر دور مداريد؛ در مورد (پىآمدهاى دنيوى و) سريعِ سركشى و تجاوز از حق، و (كيفرِ) زيانبار و دردناك ستم در آخرت و بدى عاقبت خودبزرگبينى، چرا كه (اين امور) مهمترين دام و كمينگاه شيطان و بزرگترين جايگاه فريب و نيرنگ اوست. دام و حيلهاى كه همچون زهر كشنده با قلب انسان آميخته گرديده (و او را از پاى درمىآورد)، و هرگز سست و كُند نمىگردد و هيچ كس را در هدفگيرى اشتباه نمىگيرد (كسى از آن جان سالم بيرون نخواهد برد). نه علم دانشمند و نه لباس كهنه درويش (هيچ يك موجب قطع طمع ابليس ملعون نمىگردد).
درس بسيار آموزندهاى كه از اين فراز از خطبه پر بركت گرفته مىشود و براى همگان ـ به ويژه دستاندركاران امور اخلاقى و تربيتى ـ از اهميت والايى برخوردار است، «توجه به ريشهها» است.
براى مثال، گاهى ممكن است پزشك با معاينهاى سطحى، مشكل بيمار خود را «دلدردى ساده» تشخيص داده و دارويى برايش تجويز كند.
[١] وسيله شكار. مصباح المنير، ص ٣٥٣. [٢] با يكديگر دست و پنجه نرم كردن و سعى در مغلوب كردن طرف مقابل. همان، ص ٢٩٥. [٣] مرحوم طبرسى در آيه شريفه: «وَأَعْطى قَلِيلاً وَأَكْدى» (نجم، ٣٤) فرمودهاند: أكدى، به معناى «خوددارى از بخشش» است. مجمع البيان، ج ٩ و١٠، ص ١٨٠. در جمله متن، اين فعل به صورت منفى به كار رفته؛ از اين رو اين گونه معنا مىكنيم: هيچگاه «بىتأثير» و سُست نخواهد شد. [٤] «يقال: رماه فأشواه: اذا لم يصب المقتل...» (به خطا رفتنِ تير). صحاح اللغه، ج ٦، ص ٢٣٩٦. بنابراين منفى آن، به معناى خطا نرفتن و اصابت به هدف است. [٥] ناتوان و كمبضاعت. [٦] طِمر، لباس كهنه و پوسيده را گويند و جمع آن اطمار است. صحاح اللغه، ج ٢، ص ٧٢٦.