زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٥ - حد و مرز تواضع
ولى با فرهنگ اصيل اسلام چندان همخوانى ندارد، مبتنى بر اين امر است كه هر صفت پسنديده، حد اعتدال بين دو صفت نكوهيده است؛ مثلا سخاوت، بين بخل و بذل و بخششِ غير معقول است. انسان سخاوتمند كسى است كه نه از سهيم كردن ديگران از مواهب خدادادى خود دورى مىكند و نه در اثر بذل و بخشش بيش از حد، اداى واجبات خود و تهيه مايحتاج اهل و عيال عاجز مىماند. يا شجاعت، صفتى است كه در بين دو نقطه ظلمانى جُبن و تهوّر، درخشندگى ويژه دارد. شجاع كسى است كه با اندك احتمال خطر جزئى، دست از اداى تكاليف نشويد و يا در نقطه مقابل، نسنجيده خود را به آب و آتش نزده و با سينه چاك به استقبال هرگونه خطر نرود؛ همچنين ديگر ويژگىهاى اخلاقى.
غزالى كه با مذاق فيلسوفان چندان همسويى ندارد، در مورد پرسش بالا همين روش آنان را پسنديده و تواضع را ارزشى والا بين دو نقطه ضد ارزش تكبر، و در مقابل، خاكسارى دانسته است. در منطق رايج نيز دستهاى از قضايا كه «مشهورات» خوانده مىشوند، مستند مسائل اخلاقى شمرده شده و طبعاً نتيجهگيرى از آنها «جدلى» خواهند بود، نه برهانى.
اشكال عمده اين است كه «اعتدال» ـ و به تعبير قرآن و حديث، «اقتصاد» و «قصد» ـ[١] امرى معتبر و مورد تأكيد خداى تعالى و
[١] به معناى «ميانهروى».
قال الله تعالى: «...وَاقْصِدْ فِي مَشْيِكَ...». لقمان (٣١)، ١٩.
در معجزات امام عسكرى(عليه السلام): «...فَعَرفْتُ مَبْلَغَهُ الّذي لَمْ يَكُنْ بُدٌّ مِنْه عَلَى الاْقْتِصادِ بِلا تَقْتير وَ لا إسْراف...؛ ديدم مبلغ پولى را كه (به من عطا فرموده بودند، به اندازهاى بود كه) با ميانهروى بدون سختى و يا ريخت و پاش، لازم بود». (بحارالانوار، ج ٥٠، ص ٢٦٠). يا: «الحمية هو الاقتصاد في كل شيء...؛ پرهيز، يعنى ميانهروى در همه چيز». بحارالانوار، ج ٦٢، ص ٢٦٩. و موارد ديگر همچون نهجالبلاغه، خطبه متقين (خطبه ١٨٤ (١٩٣)): (مَلْبَسُهُم الإِقتصاد)؛ بحارالانوار، ج ٤٢، ص ٢٠٣. مرحوم كلينى نيز در اصول كافى، ج ٢، ص ٨٦ بابى تحت عنوان «الاقتصاد في العبادة» گشودهاند.
البته در موارد فراوانى هم اين معنا، بدون استفاده از اين ماده به كار رفته؛ مانند: «وَالَّذِينَ إِذا أَنْفَقُوا لَمْ يُسْرِفُوا وَلَمْ يَقْتُرُوا وَكانَ بَيْنَ ذلِكَ قَواماً». فرقان (٢٥)، ٦٧.