زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٢٠ - مفهوم تكبر از ديدگاه اسلام
گرفتهاند تا پس از استفاده به صاحب آن برگردانند، اختلاف آنها در مورد اشتباه شدن لباسها به يكديگر مضحك و مسخره است؛ دنياباوران و حقستيزان را نيز همين بيچارگى بس كه به زد و خورد نعمتهايى كه با يكديگر بپردازند و «ناگهان» به پايان دوره امانت رسيده[١] و به اعتبارى بودن نعمتهايى كه مىتوانست نقش بسيار مهمى در سعادت ابديشان ايفا كند، پى ببرند، و در مقابل التماس، چيزى جز اندوه عايدشان نشود.[٢]
مفهوم تكبر از ديدگاه اسلام
آنچه از كلمه «تكبّر» به ذهن مىآيد، خُلق و خوى افرادى است كه سخن گفتن و طرز برخوردشان، حاكى از آن است كه خود را برتر از ديگران دانسته، و در مقابل، در ديدگان خودبينشان منزلتى براى ديگران وجود ندارد. علماى اخلاق در همه اديان و در ميان نحلههاى مختلف براى علاج اين صفت رذيله راههايى پيشنهاد كردهاند؛ ولى در فرهنگ متين اسلام به معنايى ژرفتر و گستردهتر در مورد اين واژه برمىخوريم.
قرآن كريم، همواره مستكبران را جبههاى در مقابل حق و خداى تعالى معرفى مىفرمايد و آنان را كسانى معرفى مىكند كه از كرنش در پيشگاه باعظمت پروردگار متعال خوددارى مىكنند؛ مانند:
[١] «إِذا جاءَ أَجَلُهُمْ فَلا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَلا يَسْتَقْدِمُونَ» يونس (١٠)، ٤٩ و موارد ديگر همچون اعراف (٧)، ٣٤؛ حجر (١٥)، ٥؛ نحل (١٦)، ٦١ و مؤمنون (٢٣)، ٤٣. [٢] «حَتّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ * لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ كَلاّ إِنَّها كَلِمَةٌ هُوَ قائِلُها وَمِنْ وَرائِهِمْ بَرْزَخٌ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ». مؤمنون (٢٣)، ٩٩ و ١٠٠.