زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٣٤ - حد و مرز تواضع
بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِينَ».[١] از وى مقبول نمىافتد و پاسخى اين چنين قاطع و كوبنده دريافت خواهد كرد:
آلاْنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ؛[٢] حالا ديگر؟ (تو فرصتها را سوزاندى) و پيش از اين (آنچنان) سرپيچى نموده و از فسادانگيزان بودى (كه راه هرگونه بازگشت را خود بستهاى).
و مايه عبرت ديگران خواهد شد:
فَالْيَوْمَ نُنَجِّيكَ بِبَدَنِكَ لِتَكُونَ لِمَنْ خَلْفَكَ آيَةً وَإِنَّ كَثِيراً مِنَ النّاسِ عَنْ آياتِنا لَغافِلُونَ؛[٣] پس امروز بدن (بىجان) تو را نجات مىدهيم (از آب برون مىاندازيم) تا عبرتى براى آيندگانت باشى و بسيارى از مردم از آيات ما غافلند.
خداوند عاقبتمان به خير فرمايد و از تكبر و ديگر رذايل اخلاقى پاكمان سازد.
حد و مرز تواضع
ممكن است هنگامى كه از نكوهش تكبر، و يا پسنديده بودن فروتنى سخن به ميان مىآيد، اين پرسش مطرح شود كه آيا «اظهار بزرگى» هميشه و همه جا زشت است؟ و آيا تواضع نزد همگان و در همه شرايط ستودنى است؟
پاسخى كه يونانيان و به تبع آنان، اخلاقنويسان كلاسيك ارائه مىكنند
[١] «ايمان آوردم به اينكه معبودى جز همان كه بنىاسرائيل به آن گرويدند، وجود ندارد و من در زمره مسلمين هستم» (يونس، ٩٠)؛ جملهاى است كه فرعون در آخرين لحظات هنگام غرق شدن به زبان آورد. [٢] يونس (١٠)، ٩١. [٣] همان، ٩٢.