زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥٤ - تعصب مذموم، شاخه شوم تكبر
عنوان عضوى از ساكنان يك قاره، انسانهايى را كه در ديگر قارهها روزگار مىگذرانند، به ديده حقارت مىنگرد، و يا صِرف زيستن در يكى از دو نيمه كره خاكى را ملاك بازشناسى همه ارزشها دانسته و كمترين ارزشى براى نيمه مقابل در نظر نمىگيرد.
در نكوهيده و نادرست بودن چنين پندارى ابلهانه، ترديدى نيست؛ ولى پيشواى اهل تقوا و فضيلت(عليه السلام)، در اين فراز، «وضعيت اسفبارترى» را به تصوير كشيدهاند و دست مخاطبان خود را حتى از همان دستمايههاى پوچ و خيالى نيز خالى دانسته و فرمودند: جز شما در تمام عالم كسى را نيافتم كه بدون ارائه دستآويزى براى لجاج و عناد خويش كه دست كم مورد قبول برخى كوتهفكران قرار گيرد، به اين پايه اصرار ورزد، و بدون كمترين بهانه و عذر اين مقدار به امور واهى افتخار كند. و اين بدترين نوع تعصب است؛ چرا كه مثلا ابليس براى تعصّب و عصيان خويش، «أَنَا خَيْرٌ مِنْهُ خَلَقْتَنِي مِنْ نار وَخَلَقْتَهُ مِنْ طِين» را دستآويز خود قرار داد، و برترى آتش را بر خاك بهانه سركشى خويش دانست و دست كم يك صورت استدلالى اقامه كرد، و يا توانگران گمراه، تكبّر خود را به «برخوردارىشان از نعمتهاى حقتعالى» مستند كرده و آن را دليل عزيزتر بودن خويش در پيشگاه پروردگار اعلام مىدارند. آنان در پى القاى اين پرسش در دل ديگران هستند: آيا مىشود خداوندى كه در اين دنيا اين اندازه به ما لطف فرموده، و بر ديگران برتريمان عطا فرموده و مال و فرزندان فراوان برايمان مقرر داشته، در سراى ديگر ما را به شكنجه و عذاب مبتلا سازد؟: «وَقالُوا نَحْنُ أَكْثَرُ أَمْوالاً وَأَوْلاداً وَما نَحْنُ بِمُعَذَّبِين».[١]
[١] سبأ (٣٤)، ٣٥.