زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٢ - نگاهى دوباره به مجموعه خطبه
سخن او اذعان كنيم، بدانيم كه به اين مرض دچاريم؛ از اين رو بايد تا باقيمانده فرصت را همچون گذشته از دست ندادهايم[١]، به معالجه جدى پرداخته و براى آن روز كه ممكن است خداى ناكرده آرزوى برآوردهنشدنىِ دور شدن از زشتىهاى خود را داشته باشيم،[٢] تدبيرى خداپسندانه بينديشيم؛ ولى اگر با صميم دل موهبت عظيم الاهى را در «شجاعانه تسليم حق شدن» لمس كرديم، مغرور نشده و پيشانى خضوع به آستان او بساييم و عاجزانه از درگاه كبريايىاش بخواهيم ما را دستگيرى كند تا در كمتر از لحظهاى با كفران نعمت، به سوى كفر و جحود، تغيير جهت ندهيم[٣] ـ ان شاء الله تعالى ـ چنانكه در حيطه فرماندهى نظامى يا در محيط كار و يا كانون گرم خانوادگى و تعامل با همسر، فرزندان، خويشان و همسايگان نيز، توجه به اين زنگ هشدار كاملا ضرورى است و غفلت از آن خداى ناكرده پيامدهاى غير قابل جبرانى در پى خواهد داشت.
[١] «قال اميرالمؤمنين(عليه السلام): بَقِيَّةُ عُمْرِ الْمَرْءِ لا قيمةَ لَهُ، يُدْرِكُ بِها ما قَدْ فاتَ و يُحيي ما مات؛ باقيمانده عمر آدمى (آنقدر ارزشمند است كه) قيمت بر آن نتوان نهاد، (چرا كه) آنچه از دست او رفته (اگر اقدام كند) به دست مىآورد، و آنچه سوخته شده، احيا مىنمايد». (بحارالانوار، ج ٦، ص ١٣٨، حديث ٤٦).
البته توجه به جمله زيباى: «بَقِيَّةُ عُمْرِ الْمُؤمِنِ نَفيسَة» كه مرحوم علامه گرانقدر مجلسى در باب «تشييع جنازه» از مرحوم شهيد در ذكرى ضمن حديثى پرسود از شيعه و عامه نقل مىكنند، بسيار جالب است. ج ٨١، ص ٢٦٧، تتمه حديث ٢٤.
[٢] «يَوْمَ تَجِدُ كُلُّ نَفْس ما عَمِلَتْ مِنْ خَيْر مُحْضَراً وَما عَمِلَتْ مِنْ سُوء تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَيْنَها وَبَيْنَهُ أَمَداً بَعِيداً وَيُحَذِّرُكُمُ اللهُ نَفْسَهُ وَاللهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ». آلعمران (٣)، ٣٠. [٣] «رَبَّنا لا تُزِغْ قُلُوبَنا بَعْدَ إِذْ هَدَيْتَنا وَهَبْ لَنا مِنْ لَدُنْكَ رَحْمَةً إِنَّكَ أَنْتَ الْوَهّابُ». آلعمران (٣)، ٨ و كهف (١٨)، ٥٧.