زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٥ - روشنگرى اذهان، با يادآورى گذشته دوران
جايگاه خود را از دست داده بود و اينگونه تبيين مىشد كه در آن عصر مردم فقير بودند و توان پرداخت مهريه را نداشتند؛ ولى اكنون كه مردم پولدارند، به چنين امرى نياز نيست و مردم مىتوانند ازدواج دائم بكنند. و بدينسان باب اِعمال نظر در دين و تصرف در امر و نهى الاهى باز شد، و «تاريخ مصرفدار بودن احكام دين» اعلام، و عملا نشان داده شد. متأسفانه امروز نيز آثار تعليمات آن دوران به خوبى مشهود است؛ چنان كه امرى ريشهاى همچون خلافت نيز، از اين امر استثنا نشد، و حريم آن نيز مورد تعدى قرار گرفت.
روشنگرى اذهان، با يادآورى گذشته دوران
امام(عليه السلام) در چنين موقعيتى، براى روشن شدن اذهان و دفع شبهات به گوشهاى از سوابق درخشان و فضايل فراوان[١] خود اشاره كرده و فرمودند:
أَنَا وَضَعْتُ فِي الصِّغَرِ بِكَلاَكِلِ[٢] الْعَرَبِ وَكَسَرْتُ نَوَاجِمَ[٣] قُرُونِ رَبِيعَةَ وَمُضَرَ؛[٤] من در خردسالى بزرگان عرب را به خاك ذلت نشاندم
[١] مرحوم صدوق در خصال به نقل حديثى پرداختهاند كه طى آن، امام(عليه السلام) از برترى خويش سخن به ميان آوردهاند و پس از بيان تقدمشان بر همه اصحاب در فضايل، از اختصاص هفتاد فضيلت به خودشان و شركت نداشتن صحابه در آنها خبر دادند. خصال، ص ٥٧٢، حديث ١. [٢] الكلكل: الصدر (سينه)، كَلاكِل هم به معناى دستهجات و جماعتهاست چنان كه كراكر در مورد اسبان به كار رفته است. العين، ج ٥، ص ٢٨٠. [٣] مقصود از نواجم قرون، افراد سرشناس و پهلوانان نامى است؛ چراكه قرون جمع قرن، به معناى شاخ است، و نواجم هم بر بروز و تشخّص آنها دلالت دارد. [٤] ربيعه و مضَر، دو فرزند نزار بن معد بن عدنان هستند، و آنها را ربيعة الفرس، و مضرالحمراء هم مىگويند؛ چون ربيعه اسب و استر پدر را، و مضر طلا و جواهرات او را به ارث برد. و به هر حال اين، ضربالمثلى براى عظمت مطلب است. منهاج البراعه، ج ١٢.