زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٤ - اهميت امر به معروف
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا الَّذِينَ اتَّخَذُوا دِينَكُمْ هُزُواً وَلَعِباً مِنَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتابَ مِنْ قَبْلِكُمْ وَالْكُفّارَ أَوْلِياءَ وَاتَّقُوا اللهَ إِنْ كُنْتُمْ مُؤْمِنِينَ؛[١] اى دينباوران! كسانى را كه آيين شما را به مسخره و بازيچه گرفتهاند، چه آنانى كه قبل از شما به آنان كتاب (آسمانى) داده شد، چه كافران، به عنوان دوست انتخاب نكنيد. و اگر حقيقتاًـ اهل ايمان هستيد، از خدا پروا كنيد.
حال اگر خداى تعالى بر امّت اسلامى منّت نهاده و با وجود استحقاق عذاب استيصال،[٢] چنين سرنوشت شومى را براى ما رقم نمىزند، بايد در مقام شكر برآمده و خود را «تافته جدا بافته» ندانيم و خاضعانه از درگاهش بخواهيم به عذابهاى دردناك ديگرى كه در قرآن مجيدش هشدارمان داده است، مبتلايمان نفرمايد:
قُلْ هُوَ الْقادِرُ عَلى أَنْ يَبْعَثَ عَلَيْكُمْ عَذاباً مِنْ فَوْقِكُمْ أَوْ مِنْ تَحْتِ أَرْجُلِكُمْ أَوْ يَلْبِسَكُمْ شِيَعاً وَيُذِيقَ بَعْضَكُمْ بَأْسَ بَعْض انْظُرْ كَيْفَ نُصَرِّفُ الآْياتِ لَعَلَّهُمْ يَفْقَهُونَ؛[٣] بگو او همان (خدايى) است كه مىتواند عذابى از بالاى (سر) شما يا از پايين پايتان به سويتان بفرستد (بلاهاى آسمانى و زمينى)، يا اينكه «شما را دچار تفرقه و چنددستگى نمايد» و به برخى از شما عذاب بعضى ديگر را بچشاند (براى يكديگر مصيبتآفرين شويد) بنگر چگونه به شيوههاى گوناگون آيات خود را بيان مىنماييم، باشد كه فهم خود را به كار گيرند.
[١] مائده (٥)، ٥٧. البته اين حالت تمسخر را در آيات ديگر، از جمله آيه ٥٨ نيز مىتوان يافت. [٢] استيصال، به معناى ريشهكن كردن است، و خداوند در قرآن كريم براى اقوامى چون عاد، ثمود و... بدون استعمال اين لفظ، از آن ياد فرموده است؛ مانند اوائل «الحاقّه»؛ فصلت، ١٣ ـ ١٨ و آيات ديگر؛ از جمله آيه ١٧ از سوره اسراء: «وَكَمْ أَهْلَكْنا مِنَ الْقُرُونِ مِنْ بَعْدِ نُوح...». [٣] انعام (٦)، ٦٥.