زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٤٥ - اهميت امر به معروف
اين حقيقت را در نهجالبلاغه مولايمان امير مؤمنان(عليه السلام) كه به حق تالىتلوِ قرآن كريم است، و در صفحات پيشين شرح آن رفت ـ به روشنى مىيابيم:
وَاعْلَموا أَنَّكُم صِرْتُم بَعْدَ الْهِجْرَةِ أَعْراباً وَبَعْدَ المُوالاةِ أَحْزاباً.
پول مىدهند و تشويق مىكنند كه برويد حزب باز كنيد، اين حاتمبخشىها و از كيسه خليفه خرج كردنها، بهانهاى است براى چپاول بيتالمال مسلمانان. چوب خدا هم صدا ندارد. آيا كشمكشها و موضعگيرىهاى تندى[١] كه كيان جامعه اسلامى را با خطر جدّى مواجه مىكند و دورى از ارزشهاى والاى انسانى را به ارمغان مىآورد ـ هرچند در كپسولهاى فريبندهاى چون «آزادى فكر و انديشه»، «توسعه سياسى» و... جاسازى شود ـ چيزى جز هشدار محبتآميز قرآن و عترت(عليهم السلام) است كه در عبارات نورانى بالا گذشت؟
[١] قطعاً خشم و خروشى كه خداى حكيم در نهاد انسان به وديعت نهاده، عبث و بيهوده نيست، و دستورالعمل استفاده از آن را همچون ديگر مواهب حقتعالى، بايد از ثقلين (قرآن و عترت(عليهم السلام)) دريافت.
نمونه قرآنى: «مُحَمَّدٌ رَسُولُاللهِ وَالَّذِينَ مَعَهُ أَشِدّاءُ عَلَىالْكُفّارِ رُحَماءُ بَيْنَهُم». (فتح (٤٨)، ٢٩.
نمونه از عترت: به امامصادق(عليه السلام) گفته شد فردى شما را دوست دارد؛ ولى در بيزارى از دشمنتان ضعيف است. حضرت فرمودند: «هَيْهاتَ! كَذِبَ مَنِ ادَّعى مَحَبَّتنا وَلَمْ يَتَبَرَّأ مِنْ عَدُوِّنا» چه سخن دور از حقيقتى، هر كس مدّعى دوستى با ما باشد، ولى از دشمن ما بيزارى نجويد، دروغ مىگويد (و در اين ادعا صادق نيست). بحارالانوار، ج ٢٧، ص ٥٨، حديث ١٨.
بنابراين، بر اساس اصل اصيل «إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ إِخْوَة» (حجرات، ١٠)، بايد همدلى و صفا و صميميت در ميان برادران ايمانى حكمفرما باشد و در پرتو آن به رفع همه كدورتها پرداخت و توجه داشت كه خشونت و غلظت را فقط براى كافران حربى و جنگطلب ذخيره كرد، كه: «يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا قاتِلُوا الَّذِينَ يَلُونَكُمْ مِنَ الْكُفّارِ وَلْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَة...». (توبه (٩)، ١٢٣).