زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٧٨ - دقّت در عوامل پيروزى و شكست گذشتگان
ولى در مقابل، پايمردى آنها در برههاى از زمان، سرنوشت زيبايى برايشان رقم زد، و سرانجام طاغوت معروف تاريخ كه نداى شيطانى «أَنَا رَبُّكُمُ الأَْعْلى»[١] وى در كنار «ذَرُونِي أَقْتُلْ مُوسى وَلْيَدْعُ رَبَّه»[٢] و «لاَُقَطِّعَنَّ أَيْدِيَكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ مِنْ خِلاف»[٣] و نمونههاى فراوان ديگر، براى روز دادرسى ثبت و ضبط شده[٤] با كمال خفّت و خوارى در آخرين لحظات زندگانى تاريك خود، در حالى كه همه عربدههاى خويش را پوچ و خيالى يافته بود، اظهار ايمان كرد، و گفت: «آمَنْتُ أَنَّهُ لا إِلهَ إِلاَّ الَّذِي آمَنَتْ بِهِ بَنُوا إِسْرائِيلَ وَأَنَا مِنَ الْمُسْلِمِين».[٥]
و اين پاسخ درخور را دريافت كرد كه: «آلاْنَ وَقَدْ عَصَيْتَ قَبْلُ وَكُنْتَ مِنَ الْمُفْسِدِينَ».[٦]
اما وى پيش از رسيدن به اين نقطه پايان، براى حفظ تاج و تخت خود، فرمان قتل همه نوزادان پسر را صادر كرد؛ چرا كه بر اساس پيشگويى منجّمان يا اخبار انبيا(عليهم السلام) از مردى از بنىاسرائيل كه به پادشاهى وى خاتمه دهد، سخت در هراس بود. طبعاً پيامد چنين تصميم خطرناكى، بنىاسرائيل را در وضعيتى بسيار اسفبار قرار مىداد، و موقعيتى پديد مىآمد كه در كلام بليغ امام(عليه السلام) به زيبايى منعكس شده است.
[١] نازعات (٧٩)، ٢٤. [٢] غافر (٤٠)، ٢٦. [٣] اعراف (٧)، ١٢٤؛ طه (٢٠)، ٧١ و شعراء (٢٦)، ٤٩. [٤] بررسى عملكرد فرعون در قرآن كريم، خود تحقيق مستقلى مىطلبد و در حوصله اين نوشتار نمىگنجد. [٥] يونس (١٠)، ٩٠. [٦] همان، ٩١.