زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣٠٩ - نگاهى دوباره به مجموعه خطبه
گرانبهاى حضرت اشاره كرديم؛ ولى اكنون مناسب است نظر ديگرى به قرآن كريم بيفكنيم و از اين رهگذر بر همسويى قرآن و اهلبيت(عليهم السلام)، و سرچشمه واحد داشتن آن دو تأكيدى دوباره كنيم.
در قرآن كريم آيات فراوانى به نكوهش اين خصلت ناپسند اختصاص يافته است[١]. همانگونه كه در خلال بحث اشاره شد، اين صفت، خود سرچشمهاى نامبارك براى كفر جحودى است كه بدترين انواع كفر مىباشد.[٢] امام اميرالمؤمنين(عليه السلام) پس از اشاره به ابتلاى شيطان رجيم به
[١] ماده «ك ب ر» ١٦١ مورد در ٤١ قالب به كار گرفته شده است؛ ولى از اين ميان، ٥٣ مورد به بحث حاضر مربوط مىشود؛ از باب استفعال (استكبار)، ٤٣ مورد در ١٢ قالب؛ از باب تفعّل (تكبّر) ٨ مورد در ٤ قالب: (اعراف (٧)، ١٣ و ١٤٦؛ نحل (١٦)، ٢٩؛ زمر (٣٩)، ٦٠ و ٧٢؛ غافر (٤٠)، ٦٠، ٧٢، ٧٦) و از ثلاثى مجرد ٢ مورد (غافر (٤٠)، ٥٦؛ نور (٢٤)، ١١). بررسى و دستهبندى مطالب اين آيات كريمه، مفيد و ضرورى است؛ ولى فرصتى بيش از اين مىطلبد. [٢] بر اساس حديث زيبايى كه از امام اميرالمؤمنين(عليه السلام) نقل شده، كفر در آيات كريمه قرآن به پنج دسته تقسيم مىشود:
الف) كفر جحود، و انكار وحدانيت خداوند كه قائلند نه خدايى هست نه بهشت و جهنمى ـ العياذ بالله ـ و معتقدند: «وَما يُهْلِكُنا إِلاَّ الدَّهْرُ» (جاثيه)، ٢٤ اين پندار باطل غير منطقى آنهاست: «إِنْ هُمْ إِلاّ يَظُنُّونَ» (همان)، و موعظه در آنها اثر ندارد: «سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَأَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ». (بقره (٢)، ٦)؛
ب) كفر جحود با معرفت به حقيقت؛ مانند اطرافيان فرعون: «وَجَحَدُوا بِها وَاسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَعُلُوًّا». (نمل، ١٤) و موارد ديگرى همچون بقره (٢)، ٨٩؛
ج) كفر ترك: مانند كسانى كه از ريختن خون و اخراج يكديگر از ديار نهى شدند و اين فرمان الاهى را ترك كردند: «وَإِذْ أَخَذْنا مِيثاقَكُمْ لا تَسْفِكُونَ دِماءَكُمْ وَلا تُخْرِجُونَ أَنْفُسَكُمْ مِنْ دِيارِكُمْ...أَفَتُؤْمِنُونَ بِبَعْضِ الْكِتابِ وَتَكْفُرُونَ بِبَعْض» بقره (٢)، ٨٥ ـ ٨٤؛
د) كفر به معناى برائت: در كلام اولياى خدا: حضرت ابراهيم(عليه السلام): «...إِنّا بُرَآؤُا مِنْكُمْ وَمِمّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللهِ كَفَرْنا بِكُمْ...». ممتحنه (٦٠)، ٤؛ در كلام دشمنان دين: شيطان عليه اللعنة: «...إِنِّي كَفَرْتُ بِما أَشْرَكْتُمُونِ مِنْ قَبْلُ...». ابراهيم (١٤)، ٢٢؛ نظير: عنكبوت (٢٩)، ٢٥؛
هـ) كفر به معناى كفران نعمت: «...هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّي لِيَبْلُوَنِي أَأَشْكُرُ أَمْ أَكْفُرُ...». نمل (٢٧)، ٤٠؛ نظير: ابراهيم (١٤)، ٧ و بقره (٢)، ١٥٢.
مرحوم علاّمه گرانقدر مجلسى اين حديث را در جلد ٧٢، ص ١٠٠ از تفسير نعمانى نقل كردهاند. و در جلد ٩٣ حدود ٩٧ صفحه اول را به رساله پرفايده نعمانى اختصاص داده و مطلب فوق را در ص ٦٠ آن ذكر فرمودهاند.