زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢١٥ - هشدار
ديگرى از سخنان آن بزرگوار به چشم مىخورد. براى مثال هنگام رسيدن خبر ورود لشكريان «انبار» براى كمك به معاويه، سپاه خويش را به لحاظ جهاد نكردن با اين دشمن خدا مخاطب قرار داده و فرمودند:
...يَا أَشْبَاهَ الرِّجَالِ وَلاَ رِجَالَ، حُلُومُ[١] الاَْطْفَالِ، وَعُقُولُ رَبَّاتِ الْحِجَالِ! لَوَدِدْتُ أَنِّي لَمْ أَرَكُمْ وَلَمْ أَعْرِفْكُمْ مَعْرِفَةً وَاللهِ جَرَّتْ نَدَماً وَأَعْقَبَتْ سَدَماً![٢] قَاتَلَكُمُ اللهُ لَقَدْ مَلاَْتُمْ قَلْبِي قَيْحاً وَشَحَنْتُمْ صَدْرِي غَيْظاً[٣]...؛[٤]اى نامردهاى مردنما، كه عقل و درك شما، همچون بچهها و زنان حجلهنشين است، اى كاش شما را نمىديدم و نمىشناختم، به خدا سوگند! حاصل شناختن شما پشيمانى و غم و اندوه است. خدا مرگتان بدهد، دلم را چركين نموده و سينهام را پر از خشم نموديد.
وَاعْلَمُوا أَنَّكُمْ صِرْتُمْ بَعْدَ الْهِجْرَةِ أَعْرَاباً[٥] وَبَعْدَ الْمُوَالاَةِ أَحْزَاباً مَا
[١] «الحِلم: العقل و التؤدة»، (مجمع البحرين، ج ٦، ص ٤٩)؛ «الحلم: الاناة والعقل...»،. (لسان العرب، ج ٣، ص ٣٠٤). بنابراين عبارت حلوم الاطفال، حاكى از همسنگى ميزان عقل و آيندهنگرى آنها با كودكان است كه درك صحيح و مقبولى از حال و آينده ندارند. [٢] «السَّدَم بالتحريك: النَّدَمُ والحزن». لسان العرب، ج ٦، ص ٢١٩. [٣] در تفاوت غضب و غيظ گفتهاند: غضب مقابل «رضا»ست و تصميم بر عقوبت كسى است كه استحقاق آن را دارد؛ ولى غيظ، به حالت هيجان طبع گويند. فروق اللغات، ص ١٨٢، شماره ٢١٩. [٤] نهجالبلاغه، خطبه ٢٧. [٥] اعرابى، به معناى باديهنشين و جمع آن «اعراب» است و اعاريب نيز، جمع اعراب؛ چنان كه «عرب»، جمع «عربى» است؛ مثل يهود و مجوس براى يهودى و مجوسى. لسانالعرب، ج ٩، ص ١١٣.