زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٧٣ - ايستادگى در برابر ابليس
وَوَقَعَ فِي حَسَبِكُمْ،[١] وَدَفَعَ[٢] فِي نَسَبِكُمْ،[٣] وَأَجْلَبَ[٤] بِخَيْلِهِ عَلَيْكُمْ، وَقَصَدَ بِرَجِلِهِ[٥] سَبِيلَكُمْ؛ تيزى و حدّتتان را عليه او به كار گيريد و تمام تلاش خود را براى مقابله با او به كار بنديد؛ پس سوگند به خدا! بر اصل و ريشه شما تفاخر نمود و به حسَب شما طعنه زد و نسَب شما را بىارزش دانست، لشكريان سواره خود را تا سر حد توان بسيج نموده و متوجه شما ساخت و با پياده نظامش راه را بر شما بست.
امام(عليه السلام)، نرمش و رفاقت با شيطان را روا ندانسته و به كارگيرى بالاترين تندى و خشم را در مقابل وى فرمان مىدهند حضرت، نهايت تلاش و كوشش در دورى از او و قطع كامل رابطه با وى را از ما مىخواهند و سوگند ياد مىكنند كه او هم ماده خلقت خود را از شما برتر دانست و هم با بيانى توهينآميز در مورد پدر شما، او را از «حمأ مسنون»[٦] دانسته و گفت:
[١] حَسَب، برشمردن افتخارات پدران را گويند. تاج العروس، ج ٢، ص ٢٦٩. [٢] راندن و دور نمودن. مجمعالبحرين، ج ٤، ص ٣٢٥؛ مصباح المنير، ج ١، ص ١٩٦. [٣] نَسَب، يعنى برشمردن پدر و نياكان كسى. تاجالعروس، ج ٤، ص ٢٦١. [٤] «وَأَجْلِبْ عَلَيْهِمْ بِخَيْلِكَ وَرَجِلِكَ» (اسراء، ٦٤)؛ يعنى هر قدر كه خودت و ياران و پيروان و فرزندانت مىتوانيد، عليه انسان به كار بگيريد. (ولى بدانيد كه بر آن دسته از بنى آدم كه «بندگى» مرا پذيرفتهاند، سلطهاى نخواهيد داشت). مجمع البيان، ج ٥ و ٦، ص ٦٥٨. [٥] الرَّجِلْ، جمع راجِل، مثل تَجِرْ و تاجِر، و رَكِبْ و راكب. التبيان، ج ٦، ص ٤٩٩. مشابه: العين، ج ٦، ص ١٠٢. [٦] در صفحات گذشته گفتهايم «حمأ» جمع حمأة به معناى گل مايل به سياهى است و «مسنون» هم به دو معنا آمده: ريخته شده و متغيّر. در مورد صلصال نيز دو معنا ذكر شده: ١. خاك خشك و سفال؛ ٢. بدبو؛ ولى معناى دوّم با آيه ١٤ الرحمن: «خَلَقَ الإِْنْسانَ مِنْ صَلْصال كَالْفَخّارِ» نمىسازد؛ چون خاك خشك سفالين، بدبو نيست. ر.ك: التبيان، ج ٦، ص ٣٣٠ و ٣٣١.