زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٧ - زنگ خطر
زنگ خطر
امام(عليه السلام) با بيان داستان ابليس ملعون ما را از آنچه وى را به اين سرنوشت دچار كرد برحذر مىدارند و با شيوايى بىنظير كلامشان خطر جبرانناپذير عاقبت «تكبر» در دنيا و آخرت را بيان مىفرمايند. اميد آنكه پروردگار مهربان گوش جان ما را پذيراى سخن آن بزرگوار كه خود نيز همچون جان جانانشان رسولالله(صلى الله عليه وآله) «طبيبٌ دوّار بطبّه»[١] بودند، قرار دهد و با نصبالعين قرار دادن همه سخنان آن بزرگوار و جانشينان پاك حضرت(عليهم السلام)، ما را شكرگزار اين نعمت بىبديل[٢] مقرر فرمايد؛ چرا كه: «كَلامُكُم نُورٌ وَأمرُكُمْ رُشْدٌ وَوَصِيَّتُكُم التَّقْوى».[٣]
وَلَوْ أَرَادَ اللهُ أَنْ يَخْلُقَ آدَمَ مِنْ نُور يَخْطَفُ[٤] الاَْبْصَارَ ضِيَاؤُهُ وَيَبْهَرُ[٥]الْعُقُولَ رُوَاؤُهُ[٦] وَطِيب يَأْخُذُ الاَْنْفَاسَ عَرْفُهُ[٧] لَفَعَلَ وَلَوْ فَعَلَ لَظَلَّتْ لَهُ الاَْعْنَاقُ خَاضِعَةً وَلَخَفَّتِ الْبَلْوَى فِيهِ عَلَى الْمَلاَئِكَةِ...؛ اگر خداوند اراده مىفرمود كه (حضرت) آدم ـ على نبينا و آله و عليه السلام ـ را از نورى كه پرتوش خيره كننده چشمها، و زيبايى آن سرگردان كننده عقلها، و بوى خوش آن نوازش دهنده نفَسها باشد، حتماً چنين
[١] نهجالبلاغه، خطبه ١٠٧ (١٠٨). [٢] خداى تعالى در قرآن كريم پس از ذكر ادلّه روشنى كه بر بنىاسرائيل نازل فرموده، در موردِ بىتوجهى به نعمتهايش هشدار داده و خود را شديدالعقاب خوانده است. بقره (٢)، ٢١١. [٣] زيارت جامعه كبيره. [٤] «خطفت الشيء واختطفته: اذا اجتذبته بسرعة»، تهذيب اللغه، ج ٧، ص ١١٠. [٥] «البهر: الغلبة»، همان، ج ٦، ص ١٥٤. [٦] رُواء: منظره نيكو. لسان العرب، ج ٥، ص ٣٨٢. [٧] عَرْف: بو. گفته مىشود: مَا أَطْيَبَ عَرْفهُ: چه خوشبوست. صحاحاللغه، ج ٤، ص ١٤٠٠.