زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٥٦ - تحقير، مجازاتى درخور پيشواى گردنكشان
بهحق بايد گفت براى آزمايشهايى اين چنين، نمونههايى جز آنچه در زندگى معصومان(عليهم السلام) به ويژه حضرت ابىعبدالله الحسين(عليه السلام) وجود داشته، نمىتوان يافت.
تحقير، مجازاتى درخور پيشواى گردنكشان
فَعَدُوُّ اللهِ إِمَامُ الْمُتَعَصِّبِينَ وَسَلَفُ الْمُسْتَكْبِرِينَ الَّذِي وَضَعَ أَسَاسَ الْعَصَبِيَّةِ وَنَازَعَ اللهَ رِدَاءَ الْجَبرِيَّةِ وَادَّرَعَ لِبَاسَ التَّعَزُّزِ وَخَلَعَ قِنَاعَ التَّذَلُّلِ؛ پس (اين) دشمن خدا، پيشواى تعصبپيشگان و پيشرو گردنكشان است كه بنيان عصبيت را پايهريزى كرد و با خدا در جامه عظمت و بزرگى نزاع نمود و (غاصبانه) لباس عزت و سربلندى پوشيد و پوشش ذلت را (كه لازمه عبوديت است)، از تن به در آورد.
ابليس هنگامىكه جدّى بودن فرمان الاهى را ديد، با خدا اعلام جنگ كرد و براى گمراه ساختن فرزندانِ پدرى كه مأمور به سجده بر او شده بود، سوگند خورد.[١]
أَلاَ تَرَوْنَ كَيْفَ صَغَّرَهُ اللهُ بِتَكَبُّرِهِ وَوَضَعَهُ بِتَرَفُّعِهِ فَجَعَلَهُ فِي الدُّنْيَا مَدْحُوراً وَأَعَدَّ لَهُ فِي الاْخِرَةِ سَعِيراً؛ آيا نمىبينيد خداوند چگونه وى را به خاطر خودبزرگبينى كوچك نمود و به سبب بلندپروازى به زمين زد؟ پس در دنيا او را مطرود و رانده شده قرار داد و در سراى آخرت برايش آتشى سوزان فراهم فرمود؟
[١] «قالَ فَبِعِزَّتِكَ لاَُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ * إِلاّ عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ»، ص (٣٨)، ٨٢ و ٨٣.