زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٦٠ - گلايه حضرت از سُستى سپاه خود
كه حق معيار است، نه افراد) تو از حق گذشتهاى (و معيار را گم كردهاى) همانا حق و باطل با (گرايش خاص) مردم قابل شناسايى نيست. لكن (خودِ) حق را بشناس، آنگاه برحق بودن موضع افراد را با دقت در اينكه چه كسى پوينده آن است، به دست بياور، و باطل را هم بشناس تا بر حق بودن موضع كسى كه از آن اجتناب مىكند پى ببرى.
امام(عليه السلام) به او و همه انسانها تأكيد فرمودند «ملاكِ سنجشِ افراد، حق است و بس»؛ وگرنه نمىتوان گفت چون در جَمل آنها سه نفر بودند و در مقابل، امير مؤمنان(عليه السلام) يك نفر بود، حق با آنهاست. نه اكثريت ملاك است نه اقليت، نه مليّت و نژاد و رنگ خاص. در حقيقت اگر اين پرسشگر اندكى به گذشته مىنگريست، و رهنمودهاى روشن رسول خدا(صلى الله عليه وآله) را در غدير خم و صدها مورد ديگر از نظر دور نمىداشت، هيچگاه با چنين آشفتگى خيال روبهرو نمىشد.
گلايه حضرت از سُستى سپاه خود
امام(عليه السلام) بارها از ياران خود گلايه كرده و شدت رنجيدگى خاطر شريف خود را به آنها گوشزد فرموده است؛ از آن جمله:
فَيَا عَجَباً عَجَباً وَ اللهِ يُمِيتُ الْقَلْبَ وَ يَجْلِبُ الْهَمَّ مِنِ اجْتِمَاعِ هَؤُلاَءِ الْقَوْمِ عَلَى بَاطِلِهِمْ وَ تَفَرُّقِكُمْ عَنْ حَقِّكُمْ! فَقُبْحاً لَكُمْ وَ تَرَحاً حِينَ صِرْتُمْ غَرَضاً يُرْمَى، يُغَارُ عَلَيْكُمْ وَ لاَ تُغِيرُونَ؟ وَ تُغْزَوْنَ وَ لاَ تَغْزُونَ؟ وَ يُعْصَى اللهُ وَ تَرْضَوْنَ؟ فَإِذَا أَمَرْتُكُمْ بِالسَّيْرِ إِلَيْهِمْ فِي أَيَّامِ الْحَرِّ قُلْتُمْ هَذِهِ حَمَارَّةُ الْقَيْظِ أَمْهِلْنَا حَتَّى يُسَبَّخَ عَنَّا الْحَرُّ، وَ إِذَا أَمَرْتُكُمْ بِالسَّيْرِ إِلَيْهِمْ فِي الشِّتَاءِ قُلْتُمْ هَذِهِ صَبَارَّةُ[١]
[١] صَبارَّةُ الشِّتاءِ: شدّت سرما. (لسان العرب، ج ٧، ص ٢٧٩). البته «صِبار» هم، به معناى غلظت و شدت است. العين، ج ٧، ص ١١٦ و مقاييس اللغه، ج ٣، ص ٣٣٠.