زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٠٨ - آزمون مستكبران و مستضعفان به وسيله يكديگر
وَلَكِنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ جَعَلَ رُسُلَهُ أُولِي قُوَّة فِي عَزَائِمِهِمْ وَضَعَفَةً فِيمَا تَرَى الاَْعْيُنُ مِنْ حَالاَتِهِمْ؛ اما خداى سبحان پيامبران خود را صاحبان اراده قوى، ولى در چشم مردمِ (ظاهربين) ضعيف و ناتوان قرار داد.
آنچه مردم مىديدند، لباس پشمينه بود و خانهاى از خشت و گل؛ ولى خداوند آنچنان اراده آهنين به ايشان عطا فرموده بود كه همه نيروهاى فيزيكى جهان، ياراى مقابله با آن را نداشت. سيرى كوتاه در تاريخ پرافتخار انبيا(عليهم السلام) ارمغانآور نكاتى بسيار زيبا و شگفتىآور و آموزنده و رهگشا خواهد بود.[١] مدت پيامبرى رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به حسب ظاهر از بسيارى از پيامبران(عليهم السلام) كمتر بود؛ ولى شدت ابتلا، و اذيت و آزارهاى هيچ يك از آن پاكان به پاى رنج و محنت حضرت نمىرسيد. اين واقعيت به زيبايى در جملهاى نورانى از ايشان به چشم مىخورد: «ما اُوذِيَ نَبِيٌّ مِثْلَ ما اُوذِيت».[٢] در برابر سيل عظيم پيشنهادهاى شيطانى مشركان در مورد دست برداشتن از دعوت توحيد، فرمودند: اگر خورشيد را در يك دستم و ماه را در دست ديگرم قرار دهند، از اين ادعاى حقم عقبنشينى نخواهم كرد.[٣]
[١] چهار جلد از مجموعه قيّم بحارالانوار (١١ ـ ١٤) به تاريخ پيامبران گذشته على نبينا و آله و عليهم السلامـ اختصاص يافته است ؛ مثلا حضرت ايوب على نبينا و آله و عليه السلامـ، ج ١٢، ص ٣٣٩ ـ ٣٧٢. [٢] بحارالانوار، ج ٣٩، ص ٥٦. [٣] جلدهاى ١٥ ـ ٢٢ بحارالانوار (هشت جلد) به تاريخ نورانى پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) اختصاص دارد. عبارت فوق را در جلد ٩، ص ١٤٣ و جلد ١٨، ص ١٨٢ مىتوان يافت. همچنين در جلد ٣٥، ص ٨٧ مىخوانيم: «يا عمّاه لَوْ وُضِعَتِ الشَّمْسَ في يمينى وَالْقَمَرُ في شِمالي ما تَرَكْتُ هذَا الْقَولَ حتّى اُنْفِذَهُ أوْ أُقتَلَ دُونَهُ». آنگاه گريستند. حضرت ابوطالب(عليه السلام) به حضرت خطاب كردند: كارت را انجام بده به خدا قسم! هرگز دست از ياريت برنمىدارم.