زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٥ - مقدمه نگارنده
مقدمه نگارنده
قال الله تبارك وتعالى: «وَقالَ الرَّسُولُ يا رَبِّ إِنَّ قَوْمِي اتَّخَذُوا هذَا الْقُرْآنَ مَهْجُوراً».[١]
قال رسول الله(صلى الله عليه وآله): «إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ مَا إِنْ تَمَسَّكْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا، كِتَابَ اللهِ وَعِتْرَتِي أَهْلَ بَيْتِي».[٢]
پروردگارا! تو را سپاس كه بر ما منّت نهادى و لبيك گفتن به نداى زندگىبخش بزرگْ پيامبر والامقامى كه ما را به تمسك به دو گوهر گرانبها و جدايىناپذير قرآن و عترت(عليهم السلام) فراخواندند، روزىمان فرمودى، و شهد شيرين اذعان و اعتراف بر ناگسستنى بودن اين دو يادگار جاودانِ[٣] آن
[١] فرقان (٢٥)، ٣٠. [٢] محمدباقر مجلسى، بحارالانوار، ج ٤٥، ص ٣١٣، حديث ١٤. مراجعه به حديث كه بخشى از آن نقل شدـ و آشنايى با پيرمردى حدود صد ساله، و «منتظِر» با چشمانى پراشك كه از معرفت والاى وى خبر مىدهد، و پاسخ اميدبخش امام صادق(عليه السلام) و ترسيم صحنه خونين دادخواهى قيامت در مورد حضرت سيدالشهدا(عليه السلام)، زيباست.
البته تواتر حديث بين فريقين، قطعى است. دهها حديث در جلد ٢٣ بحارالانوار، ص ١٦٦ـ١٠٤ باب هفتم، فقط گوشهاى از آن است. كتاب ارزندهاى هم تحت عنوان كتاب الله و اهل البيت(عليهم السلام) فى حديث الثقلين، دربردارنده صدها منبع قديم و جديد در چهارده قرن گذشته از «كتب حديث غير شيعه» مىباشد.
[٣] براى نمونه ر.ك: بحارالانوار، ج ٢، ص ١٠٠ و ٢٢٦، ج ٢٣، ص ١٠٦، ١٠٧، ١٠٨، ١١٣، ١١٤، ١١٧ و....