زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٠ - روشنگرى اذهان، با يادآورى گذشته دوران
حقتعالى به حضرت و گماشته شدن والاترين فرشته در خدمت ايشان سخن به ميان آورده و فرمودند:
وَلَقَدْ قَرَنَ اللهُ بِهِ(صلى الله عليه وآله) مِنْ لَدُنْ أَنْ كَانَ فَطِيماً[١] أَعْظَمَ مَلَك مِنْ مَلاَئِكَتِهِ يَسْلُكُ بِهِ طَرِيقَ الْمَكَارِمِ وَمَحَاسِنَ أَخْلاَقِ الْعَالَمِ لَيْلَهُ وَنَهَارَهُ. وَلَقَدْ كُنْتُ أَتَّبِعُهُ اتِّبَاعَ الْفَصِيلِ[٢] أَثَرَ أُمِّهِ، يَرْفَعُ لِي فِي كُلِّ يَوْم مِنْ أَخْلاَقِهِ عَلَماً وَيَأْمُرُنِي بِالاِْقْتِدَاءِ بِهِ، وَلَقَدْ كَانَ يُجَاوِرُ فِي كُلِّ سَنَة بِحِرَاءَ فَأَرَاهُ وَلاَ يَرَاهُ غَيْرِي، وَلَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذ فِي الاِْسْلاَمِ غَيْرَ رَسُولِ اللهِ(صلى الله عليه وآله) وَخَدِيجَةَ وَأَنَا ثَالِثُهُمَا[٣] أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَالرِّسَالَةِ وَأَشُمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ؛ و خداوند بزرگترين و والاترين فرشتهاش را از همان دوران از شير گرفته شدن رسول اكرم(صلى الله عليه وآله) با آن حضرت همنشين ساخته بود تا شب و روز ايشان را به راه بزرگوارىها و زيبايىهاى اخلاقى اين جهان سير دهد. و من همچون بچه شترى در پى مادر، ايشان را پيروى مىنمودم و حضرت هر روز از اخلاق نيكوىشان پرچم و نشانهاى برمىافراشتند و مرا به پيروى از آن امر مىفرمودند. همه ساله مدتى را در (غارِ) حرا (براى عبادت و خلوت با خدا) به سر مىبردند. من ايشان را مىديدم و جز من ديگران از اين ديدار محروم بودند. در آن دوران در تنها خانهاى كه از اهل اسلام كسى را در بر داشت، جز رسول خدا(صلى الله عليه وآله) و (همسر مكرّمشان حضرت خديجه(عليها السلام)) و من كه سومين آنها بودم، فردى وجود نداشت. نور وحى را مىديدم و بوى نبوت را استشمام مىنمودم.
[١] فِطام، گرفتن بچه از شير مادر را گويند، و فطيم به معناى مفطوم، به كودك از شير گرفته شده اطلاق مىشود و مؤنث و مذكر آن يكى است. معجمالوسيط، ص ٦٩٥. [٢] بچه شترى كه تازه از شير گرفته شده (و به مادر بسيار وابسته است). همان، ص ٦٩١. [٣] علاوه بر منابع فراوان شيعى، به يك نمونه از منابع جماعت غير شيعه اكتفا مىشود: كنز العمال، ج ١١، ص ٦١٦، حديث ٣٢٩٩٢، به نقل از ابن عباس از پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله): «اَوَّلُ مَنْ صَلّى مَعي عَليٌّ؛ اولين كسى كه با من نمازگزارد على(عليه السلام) بود».