زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٧٨ - روشنگرى اذهان، با يادآورى گذشته دوران
يَمْضَغُ الشَّيْءَ ثُمَّ يُلْقِمُنِيهِ[١]، وَمَا وَجَدَ لِي كَذْبَةً[٢] فِي قَوْل وَلاَ خَطْلَةً[٣]فِي فِعْل؛ شما جايگاه مرا نسبت به رسول خدا(صلى الله عليه وآله) به خوبى مىدانيد، و از قرابت بسيار نزديك و مرتبه ويژهام در اين مورد به نيكى آگاهيد. پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) مرا در كودكى بر دامان خويش قرار مىدادند و به سينه مباركشان مىچسبانيدند و در رختخواب خويش جايم مىدادند. بدن مطهرشان را به من تماسّ مىدادند و بوى (عطر دلانگيزشان) را به مشام من مىرساندند. غذا را در دهانِ مبارك نرم نموده و سپس به من مىخورانيدند. و هرگز به سخن دروغ، يا رفتار غير معتدل و ناهنجارى از من نديدند.
همانگونه كه گفته شد، امام(صلى الله عليه وآله) براى زدودن اين شبهه كه «از كجا عملكرد شما در برخورد با مسائل گوناگون نظامى و غير نظامى صحيح باشد؟»، به بيان تفاوت اساسى خود با ديگران[٤] پرداخته و جايگاه بلند خويش نزد
[١] سرعتِ خوردن، و مبادرت به آن را لَقْم گويند و باب اِفعال آن ـ چنانكه در متن است ـ به دهان كسى گذاشتن است. لسان العرب، ج ١٢، ص ٣١٦. [٢] كَذِبْ، كِذْبْ، كِذْبَة و كَذِبَة، همه مصدر، و متضاد «صدق» هستند. (لسان العرب،
ج ١٢، ص ٥٠). در نسخههاى نهجالبلاغه نيز، هم كَذْبَة ديده مىشود، هم كِذْبَة
(مانند منهاج البراعة، ج ١٢، ص ١٩)؛ از اين رو بعيد نيست ضبط صحيح، كِذْبة به كسر كاف و سكون ذال باشد. [٣] عمل غير معقول و عجولانه. چنانكه اخطل هم به انسانِ داراى اين صفت اطلاق مىشود. لسان العرب، ج ٤، ص ١٤٤. [٤] علاوه بر ادله عقلى بر «لزوم تمايز هاديان معصوم از ديگران به جهت اتمام حجت»، مىتوان به ادله نقلى ديگر نيز اشاره كرد؛ مانند: «يا عَلىُّ خُلِقَ النّاسُ من شَجَر شَتّى وَ خُلِقْتُ أَنَا وَ أَنْتَ مِنْ شَجَرة واحِدَة» (بحار الانوار، ج ٣٧، ص ٣٨ از عيون الاخبار) و مشابه آن عبارتى در دعاى ندبه (بحارالانوار، ج ١٠٢، ص ١٠٦ و نهجالبلاغه، خطبه ٢: «...لا يُقاسُ بِآل مُحمَّد(صلى الله عليه وآله)مِنْ هذِهِ الاُمَّةِ اَحَدٌ...».