زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٦٣ - وفاى به عهد
مواظب باشيد فريب آنها را نخوريد؛ زيرا: «لا أَيْمانَ لَهُم» «ايمان» جمع «يمين» بمعناى عهد و سوگند است، و اين غير از ايمان به معناى اعتقاد قلبى است؛ زيرا سخن در مورد مشركان است و بىايمانى از ويژگىهاى آنهاست. حال اگر دينناباوران به تعهدات اخلاقى و اجتماعى خويش پايبند بودند، شما هم پيمانها را محترم بشماريد؛ ولى اگر آنها را نقض كردند، شما نيز نبايد همچنان پايبند به آن مقررات باشيد.
در واقع بايد گفت: اين، منشور حقيقى حقوق بشر است، نه آنچه مدعيان دروغين شعار مىدهند. امام(عليه السلام) وفادارى به پيمان را امرى درخور تأكيد و پافشارى دانسته و براى دورى جامعه از هرج و مرج، رعايت آن را تا سر حدّ ممكنْ ضرورى شمردهاند.
لزوم دو برخورد متفاوت با نيكى و تكبر
پيشواى اهل تقوا(عليه السلام)، پىگيرى كار نيك و پذيرش نداى نيكى را همچون سرپيچى از هر آنچه انسان را به سوى تكبر فرا بخواندـ درخور تأكيد دانسته و تعصّب و اصرار را در اينجا ممدوح معرفى فرمودند. براى مثال مىتوان به «حِلف الفضول»[١] (پيمان جوانمردان) اشاره كرد كه پيش از
[١] دانشمند معاصر، آقاى سيد جعفر مرتضى در اثر زيباى خود در مورد تاريخ پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)، زمان اين پيمان را هنگام بازگشت قريش از جنگ «فجار (پيش از بعثت)، و به دعوت زبير بن عبدالمطلب (غير از زبيرى كه در جنگ جمل با حضرت امير مؤمنان(عليه السلام)جنگيد) دانسته و همپيمانان را «بنىهاشم»، «بنىالمطلب»، «بنى اسد بن عبد العزى» و «زهره» و «تيم» مىدانند. ايشان درباره انگيزه انعقاد آن آوردهاند: مردى از زبيد به مكه آمد و كالايى را كه همراه داشت، به عاص بن وائل فروخت؛ ولى او در مقابل، پول نپرداخت. مرد زبيدى همپيمانان خود را فرا خواند و هنگامى كه با سكوت آنان روبهرو شد، بر كوه ابوقبيس رفت و فرياد مظلوميت سر داد. اينجا بود كه زبير بن عبدالمطلب بپا خاسته و با تشكيل پيمان «حلف الفضول»، با گروه تازه تشكّل يافته خود نزد عاص بن وائل رفته و حق مرد غريب را از وى باز ستاندند. براى استفاده از اين تحقيق و نكات زيباى آن مىتوان به الصحيح من سيرة النبىّ الاعظم(صلى الله عليه وآله)، ج ١، ص ٩٧ ـ ١٠٨، و كتب ديگر مراجعه كرد.