زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٣١٦ - راه مبارزه با اخلاق رذيله
كار گرفته است. براى نمونه: «وَعَدَكُمُ اللهُ مَغانِمَ كَثِيرَةً تَأْخُذُونَه؛[١] خداوند غنيمتهاى فراوان جنگى را كه آنها را خواهيد گرفت، به شما وعده مىدهد»؛
٣. توجه دادن به «روح بندگى»: هضم اين مطلب براى همه ممكن نيست؛ ولى روشن است كه والاترين راه توجه كامل به ربوبيت و مالكيت خداى تعالى است. حقيقت زيبايى كه آيات فراوانى از قرآن كريم بر آن تأكيد دارد.[٢] و خداوند، بندگانى را كه گوهر گرانقدر «بندگى خدا» را دريافتهاند، به نيكى ياد مىكند.[٣]
هنگامى كه انسان فهميد همه هستىاش از آن ديگرى است، به چه مىنازد؟ اگر «باور كرد» كه علم، قدرت، مال، جمال، كمال و هرچه دارد ـ همچون اصل وجودش ـ از آنِ خداست، خود را همچون مأمورى مىداند كه صاحب مال هرجا امر كرده باشد مصرف مىكند و هيچ گونه افتخارى براى خود قائل نيست؛ چراكه مال و ثروتى ندارد، مكنت و منزلتى ندارد، و هرچه كه هست، او عطا فرموده، و اگر منّت گذاشت و با من معامله مالك نمود، احسان اوست و نبايد اين تصور در من پديد آيد كه در مقابل او كسى هستم و صاحب چيزى مىباشم.[٤] اگر فرزندم در راه خدا شهيد
[١] فتح (٤٩)، ٢٠. وعدههاى خداى تعالى در مورد نعمتهاى بهشتى و لذتهاى آن، بسيار زياد است؛ ولى در كنار آنها تعابيرى اينگونه براى انسان درخشش خاصى دارد:«... وَرِضْوانٌ مِنَ اللهِ أَكْبَرُ...» توبه (٩)، ٧٢. [٢] مانند: «وَللهِِ ما فِي السَّماواتِ وَما فِي الأَْرْضِ...». نساء (٤)، ١٣١ و ١٣٢ و دهها موارد مشابه آن. [٣] «الَّذِينَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قالُوا «إِنّا للهِِ» وَإِنّا إِلَيْهِ راجِعُونَ * أُولئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَواتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ». بقره (٢)، ١٥٧ ـ ١٥٦. [٤] مانند: «مَنْ ذَا الَّذِي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً...». (بقره (٢)، ٢٤٥) يا: «إِنَّ اللهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ...». توبه (٩)، ١١١.