زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٨٤ - سرنوشت امّت هاى پيشين
سرنوشت امّتهاى پيشين
حَتَّى أَعْنَقُوا[١] فِي حَنَادِسِ[٢] جَهَالَتِهِ وَمَهَاوِي ضَلاَلَتِهِ[٣]، ذُلُلا عَنْ سِيَاقِهِ، سُلُساً[٤] فِي قِيَادِهِ، أَمْراً تَشَابَهَتِ الْقُلُوبُ فِيهِ وَتَتَابَعَتِ الْقُرُونُ عَلَيْهِ، وَكِبْراً تَضَايَقَتِ الصُّدُورُ بِهِ؛ (امّتهاى گذشته) در تاريكىهاى گمراهى شيطان شتاب گرفتند و با كمال ذلت و خوارى به آنچه وى آنها را به سوى آن فرا مىخواند گردن نهادند. و اين همان عامل مشتركى بود كه در همه آنها وجود داشت و قلبهاى آنها در طى نسلهاى پى در پى به همان سو گرايش داشت، تكبّرى كه خود موجب گرفتگى و ضيق صدر آنها مىگشت.[٥]
معمولا ساربانها، مركبها را به دو صورت مىراندند: يكى از پشت سر، با خواندن «حُدى» و امثال آن، و يكى با كشيدن مهار از جلو. امام(عليه السلام) پيروان شيطان را به اين دو حالت تشبيه فرموده و با اين بيان، تسليم كامل آنها را در مقابل تمام نيرنگهاى وى ترسيم فرمودند. حضرت علت چنين انقياد كاملى را وجود «روح تكبّر» دانسته و آن را بيمارى مشترك مخاطبان خود با تمام اقوام گذشته عنوان فرمودند؛ كبر و غرورى كه آنچنان در
[١] عَنَق، در لغت نحوه خاصى از سرعت در پيمودن راه را گويند. ر.ك. مصباح المنير، ص ٤٣٢. [٢] الحِندِس، شب بسيار تاريك و ظلمانى. صحاحاللغه، ج ٣، ص ٩١٦. [٣] مهاوى جمع مهواة، به معناى محل سقوط است. در لغت، «هَوِىّ» سريعاً سقوط كردن، و هُوِىّ به سرعت بالا رفتن است. «الهاوية» هم از اسامى جهنم است و عبارت است از هر پرتگاهى كه عمق آن پيدا نيست. تهذيب اللغه، ج ٦، ص ٢٥٩. [٤] روان و مطيع. مصباح المنير، ص ٢٨٥. [٥] «فَمَنْ يُرِدِ اللهُ أَنْ يَهْدِيَهُ يَشْرَحْ صَدْرَهُ لِلإِْسْلامِ وَمَنْ يُرِدْ أَنْ يُضِلَّهُ يَجْعَلْ صَدْرَهُ ضَيِّقاً حَرَجاً كَأَنَّما يَصَّعَّدُ فِي السَّماءِ كَذلِكَ يَجْعَلُ اللهُ الرِّجْسَ عَلَى الَّذِينَ لا يُؤْمِنُون»؛ انعام (٦)، ١٢٥.