زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤٠ - بيمارى هاى اخلاقى و ريشه ها
بسيارى از كسانى كه مقامى را اشغال مىكنند، در صدد توجيه كارهاى ناصواب خود برآمده و لب به اعتراف نمىگشايند و يا خداى ناكرده اعترافشان همراه اهداف غير منطقى است. اينان فقط به منافع خود مىانديشند و بس. قرآن كريم اين خصلت نكوهيده را اين گونه وصف فرموده است:
وَإِذا تَوَلّى سَعى فِي الأَْرْضِ لِيُفْسِدَ فِيها وَيُهْلِكَ الْحَرْثَ وَالنَّسْلَ وَاللهُ لا يُحِبُّ الْفَسادَ * وَإِذا قِيلَ لَهُ اتَّقِ اللهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّةُ بِالإِْثْمِ فَحَسْبُهُ جَهَنَّمُ وَلَبِئْسَ الْمِهادُ؛[١] و هنگامى كه برگردد (يا رياست و مقامى پيدا كند)، به تلاش براى ايجاد فساد در زمين مىپردازد، و در پى نابودى كشتزارها وكشتار انسانها برمىآيد، و خداوند فساد و تباهى را دوست ندارد. و آنگاه كه (مصلحان اندرزش دادند و) به او گفته شد از خدا بترس (و حريم الاهى را رعايت كن) عزّت (و عظمتِ پندارى) او را به گناه (و ادامه تبهكارى) وادار نمود. چنين فردى را دوزخ كافى است و البته جايگاه بدى است.
حتى اگر رسيدنشان به خواستههاى نفسانى مستلزم لگدمال كردن ارزشهاى اخلاقى جامعه، ايجاد فساد و هلاكت نسلها و امكانات آنها باشد، برايشان اهميتى ندارد. آنچه آنها را شيفته خود كرده، نيل به شهوتهاى گوناگون دنياست و اگر راه دستيابى به آن، جلب رضايت مقطعىِ مردم باشد، به هر نحو ممكن خود را به آب و آتش زده و در كسب وجاهت ملّى از هر كوششى فروگذار نمىكنند، هرچند همان مردم با گذشت اندك زمانى حقيقت را بيابند و چهره واقعى آنها را بازشناسند.
اينجاست كه دل دادن به كلام جانان و آويزه گوش كردن سخن پرمهر و محبت
[١] بقره (٢)، ٢٠٥ ـ ٢٠٦.