زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٧ - گواهى حضرت امير مؤمنان(عليه السلام)
وَلَقَدْ سَمِعْتُ رَنَّةَ[١] الشَّيْطَانِ حِينَ نَزَلَ الْوَحْيُ عَلَيْهِ(صلى الله عليه وآله) فَقُلْتُ يَا رَسُولَ اللهِ مَا هَذِهِ الرَّنَّةُ؟ فَقَالَ هَذَا الشَّيْطَانُ قَدْ أَيِسَ[٢] مِنْ عِبَادَتِهِ. إِنَّكَ تَسْمَعُ مَا أَسْمَعُ وَتَرَى مَا أَرَى إِلاَّ أَنَّكَ لَسْتَ بِنَبِيّ وَلَكِنَّكَ لَوَزِيرٌ[٣]وَإِنَّكَ لَعَلَى خَيْر؛ به تحقيق ناله شيطان را هنگام نزول وحى بر پيامبر خدا(صلى الله عليه وآله) شنيده و گفتم: اى رسول خدا! اين چه نالهاى بود؟ فرمودند: اين شيطان بود كه از مورد پرستش قرار گرفتن خود مأيوس گرديد. آنچه من مىشنوم و مىبينم، شما هم مىشنوى و مىبينى با اين تفاوت كه شما پيامبر نيستى؛ ولى كمك و يار پيامبر، و در مسير نيك هستى.
آغاز وحى و بعثت پيامبر رحمت(صلى الله عليه وآله)، نورافشانى بىنظيرى بود كه تنها به حال كسانى سودبخش نبود كه خود با تعمّد و لجاج حجابهاى سنگين بر چشم بسته، و با دل سياه خويش وجود نور و فرستنده نور را منكر شدند،[٤]هرچند همچون شناختى كه از فرزندان خود داشتند با معرفى كتابهاى آسمانى قبلى به خوبى از ويژگىهاى مختلف حضرت آگاهى داشتند:
[١] رَنَّ يَرِنُّ، به معناى صدا دادن است، و رَنَّة، «صيحه» را گويند. مصباح المنير، ص ٢٤١. [٢] «أيسَ مِنَ الشّىء بمعنى يَئِسَ».( مجمع البحرين، ج ٤، ص ٤٩). أيِسَ أيساً (نوميد شد)، خود لغتى مستقل است و اسم فاعل آن أيِسٌ، مىباشد؛ ولى بعضى گفتهاند مقلوب از «يَئِسَ» است. مصباح المنير، ص ٣٣. [٣] «وزير» را از آن جهت وزير گويند كه تحمل «سنگينىِ» تدبير كشور از سوى مقام مافوق به او داده شده است همان، ص ٦٥٧. [٤] و بايد گفت: اعراض از حق، نهتنها سبب محروميت از نيل به مقام والاى انسانيت مىشود؛ بلكه خود، زيانبارى بيشتر براى آنان را در پى دارد: «وَنُنَزِّلُ مِنَ الْقُرْآنِ ما هُوَ شِفاءٌ وَرَحْمَةٌ لِلْمُؤْمِنِينَ وَلا يَزِيدُ الظّالِمِينَ إِلاّ خَسار؛ ما آنچه شفا و رحمت براى مؤمنان و دينباوران است، فرود مىآوريم و (در عين حال همين قرآن) براى گروه ستمپيشه جز ضرر و زيان چيزى نخواهد افزود. (چون با درك واضحتر و عميقتر از حق، درجه عناد و لجاجشان فزونتر خواهد گشت، و حسرت و افسوس فردايشان نيز بيشتر). (إسراء (١٧)، ٨٢).