زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ٢٨٤ - گواهى حضرت امير مؤمنان(عليه السلام)
أَفَمَنْ كانَ عَلى بَيِّنَة مِنْ رَبِّهِ وَيَتْلُوهُ شاهِدٌ مِنْهُ...؛[١] آيا كسى كه دليلى روشن از سوى پروردگارش دارد (پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله)) و گواه و شاهدى از (خويشان) او نيز بدنبال اوست (مثل كسى است كه بدون دليل و شاهد سخن بگويد؟)
اين شاهد چه كسى است؟ آيا مقصود، شهادتين گفتن و ورود به اسلام است؟ اينكه اولا با لحن آيه سازگار نيست؛ثانياً عده فراوانى به چنين وصفى متّصف بودند.
ويژگى اين شاهد، «مِنهُ» بودن، يعنى شخصيتى وابسته به خود پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله) بودن است و از خود حضرت مصداقى جز على بن ابىطالب(عليه السلام)نقل نشده است.[٢]
آنگاه اين پرسش مطرح مىشود كه با توجه به «وحى منزل بودن»، مقصود از شهادت چيست؟ آيا صِرف يك تشريفات ظاهرى است؟ يا سخن از حقيقتى بس ارجمند و والاست؟
[١] هود (١١)، ١٧. [٢] مرحوم بحرانى در تفسير برهان ٢٤ حديث از اصول كافى، بصائر الدرجات، امالى مرحوم طوسى، امالى مفيد، كتاب سُلَيم بن قيس، عياشى، كشف الغمّة، مناقبابن شهرآشوب، مناقب خوارزمى، مناقب ابن مغازلى، طبرى، و حِبَرى آوردهاند (ج ٤، طبع ٨ جلدى، ص ٨٩ ـ ٨٦). براى مثال از اصول كافى، ج ١، ص ١٩٠، حديث ٣ «بابٌ في أنَّ الائمة شُهداء الله عز وجل على خلقه» از امام(عليه السلام) در پاسخ اين پرسش كه مقصود چه كسانى هستند، نقل شده: «اميرالمؤمنين(عليه السلام)، الشّاهِدُ مِنْ رَسُولِ الله(صلى الله عليه وآله)، وَ رسولُ الله(صلى الله عليه وآله) عَلى بَيّنَة من رَبِّهِ.»
حاكم حسكانى هم در شواهد التنزيل، ج ١، ص ٣٥٩ـ٣٦٩، به نقل شانزده حديث پرداخته است و در پاورقى به تحقيقات ارزندهاى اشاره شده. شخصيتهاى معروفى همچون سيوطى، ابونُعَيم اصفهانى، متقى هندى در كنز العمال، ثعلبى و ديگران، از زمره ثبتكنندگان احاديثى با مضمون فوق شمرده شدهاند.