زينهار از تکبر - مصباح یزدی، محمد تقی - الصفحة ١٤١ - بيمارى هاى اخلاقى و ريشه ها
پدر بصيرمان، حضرت اميرالمؤمنين(عليه السلام) وظيفه حتمى انسانى ما است. راهنماى پرعاطفه و دلسوختهاى كه همچون محبوب بىمثالشان، رسولاكرم(صلى الله عليه وآله)، درخور وصفى بلند هستند كه خود درباره آن حضرت فرمودند:
...طَبيبٌ دَوّارٌ بِطبِّه قَدْ أَحْكَمَ مَراهِمَهُ وَاَحْمى مَواسِمَهُ...؛[١] پزشك دلسوزى كه به خاطر طبابتش، همواره گردش مىكند و مرهمهايش را (براى زخم دلها) محكم و آماده نموده و ابزارها را سرخ كرده و تافته است.
اما افسوس و صد افسوس كه بيمار، قدر پزشك حاذق بىتوقع را ندانسته و سالها در كنار نهجالبلاغه زيبايشان كه گوشهاى از رهنمودهاى رهگشاى ايشان[٢] و حاوى درمان دردهاى بىعلاج آن امام هُمام است و به حق بايد «آشناى ناآشنايش»[٣] ناميد، عمر سپرى كند و خداى ناكرده به اين فرجام ناميمون برسد كه: «...يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللهِ...».[٤]
آرى، اين خطبه قاصعه اميرمؤمنان(عليه السلام)است و خدا را شاكريم كه پاى سخن حضرت نشسته و گوش جان به كلام روحبخش وى سپردهايم.
[١] نهجالبلاغه، خطبه ١٠٧ (١٠٨). [٢] مرحوم سيد رضى (٣٥٩ ـ ٤٠٦ ق) كه خود استاد بلاغت و ادبيات بودهاند، از ميان مجموعه سخنان امام(عليه السلام) حدود يكسوم را گلچين كردهاند و مجموعاً ٢٤١ خطبه، ٧٩ نامه و ٤٨٩ حكمت كوتاه را گردآوردهاند. مسعودى (متوفاى ٣٤٦ق) در مروج الذهب تعداد خطبههاى حضرت را ٤٨٠ خطبه ثبت كرده است. مرحوم سيد رضى حدود نصف اين تعداد از خطبهها را نقل فرموده؛ ولى در بسيارى از موارد به نقل بخشى از خطبهها بسنده كردهاند. ر.ك: سيد جمال دينپرور و همكاران، در محضر خورشيد. [٣] كمتر كسى است كه نام زيباى نهجالبلاغه را نشنيده باشد؛ ولى متأسفانه على رغم اين آشنايى ابتدايى، كمتر كسى است كه با اين تالى تلوِ قرآن كريم انس داشته باشد. [٤] زمر (٣٩)، ٥٦: «دريغا بر (عمر بر باد رفتهاى كه قدر ندانستم و) در كنار خدا، به كمكارى سرگرم شدم».