تعلیم و تربیت در اسلام - مطهری، مرتضی - الصفحة ٢٤
بیست و پنج سال و سی سال معلم دیدهاند . آقای بروجردی را اغلب ایراد میگرفتند که کم استاد دیده ، و از نظر ما حسنش همین بود که خیلی استاد ندیده بود . ایشان هم کم استاد ندیده بود ، ده دوازده سال استادهای درجه اول دیده بود ، هفت هشت سال نجف و سه چهار سال اصفهان استاد دیده بود ، ولی نجفیها قبولش نمیکردند ، میگفتند این استاد کم دیده ، مثلا باید سی سال استاد دیده باشد . و به همین دلیل که کمتر استاد دیده بود ، ابتکارش از اغلب آن علما بیشتر بود ، یعنی فکر میکرد ، مسائل ، مسائلی است که خودش فکر میکرد . مجال فکر کردن داشت . به هر حال خیال نمیکنم این مسأله جای تردید باشد که در آموزش و پرورش ، هدف باید رشد فکری دادن به متعلم و به جامعه باشد . تعلیم دهنده و مربی هر که هست : معلم است ، استاد است ، خطیب است ، واعظ است ، باید کوشش کند که [ به شخص ] رشد فکری یعنی قوه تجزیه و تحلیل بدهد ، نه اینکه تمام همش این باشد که هی بیاموزید ، هی فراگیرید ، هی حفظ کنید . در این صورت چیزی نخواهد شد . و آنچه که ما راجع به تعقل میبینیم ، تعقل همان فکر کردن است ، نیروی فکر کردن خود شخص است که استنباط بکند ، اجتهاد بکند ، رد فرع بر اصل بکند .
مفهوم اجتهاد
مرحوم آقای حجت یکوقت حرف خیلی خوبی درباب اجتهاد زد . گفت : اجتهاد واقعی اینست که وقتی یک مسأله جدید که انسان هیچ سابقه ذهنی ندارد و در هیچ کتابی طرح نشده به او عرضه