امام خمينى و بيدارى اسلامى - حسينى فر، رضا - الصفحة ٢٨
«روحى فداه»[١] ابراز مىكرد. در نخستين برخوردهاى امام با اين مرد بزرگ، با شگفتى مىديد كه ايشان در پاسخ به پرسشهاى عادى مردم، رموز و ظرايف عرفانى ارزانىشان مىكرد. و در پاسخ به پرسش اعتراضآميز آقا روحالله، به طنز گفت: «بگذار اين كفريات به گوش مردم برسد!»
حاجآقا روحالله نيز اين درس را بهخوبى فرا گرفت و بعدها، همان زمان كه رهبرى ملتى بزرگ و هوشمند را برعهده گرفت، در اغلب سخنرانىها و نوشتههايش براى آنها از عرفان نيز مىگفت؛ اما ساده و صميمى. و مردم هم چه خوب مىفهميدند و بهكار مىبستند و راه صدساله را يكشبه مىپيمودند؛[٢] به همين راحتى!
در سال ١٣٠٧ و در ٢٧ سالگى، نخستين كتاب خود را كه شرحى عرفانى و عميق بر دعاى سحر بود به نگارش درآورد و از آن پس و در طول حيات مبارك خود، قريب پنجاه اثر نفيس و ارزنده در موضوعات تفسير، عرفان، فلسفه، اخلاق، كلام، فقه و اصول تأليف نمود. اين همه، بهجز مجموعه ٢٢ جلدى صحيفه امام است كه حاوى نامهها، پيامها، سخنرانىها و مصاحبههاى ايشان است.
در سال ١٣٠٨ در جريان ازدواج با دختر آيتالله ثقفى، با آيتالله كاشانى آشنا شد. دانش و بينش اين روحانى جوان، آيتالله كاشانى را چنان مبهوت كرده بود
[١]. براى نمونه در كتاب سرّ الصلاه در صفحات ١٢، ١٨، ٢٩، ٦٨ و ٧٣ پس از نام استاد، امام از اين واژه بهره گرفتهاند. تعابير ديگر ايشان درباره استاد عبارت است از: شيخ كامل، عارف كامل، شيخ عارف كامل، استاد معظم ما و ....
[٢]. امامخمينى دراينباره فرمودهاند:« نهضت اسلامى به بركت اسلام چنان تحولى در نفوس زن و مرد جامعه بهوجود آورده كه ره صد ساله را يكشبه طى نمودهاند.»( سيدروحالله موسوىخمينى( امام)، صحيفه امام، ج ١٢، ص ٢٧٥؛ ج ٨، ص ١٨٧؛ ج ٩، ص ٤٥٥؛ ج ١٣، ص ٢٩١؛ ج ١٥، ص ٢٤٩؛ ج ١٨، ص ٣٩٥.)