ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٠ - چراغى روشنگر فرا راه انسانها
آكاديمى ها و لوكئومهايشان [١] قهوه خانههاى مدرن است كه روشنايىهايشان نور لامپ برق و تاريكىهايشان جز خاموش شدن همان لامپ نيست ، در تاريكىهاى فراوانى كلافه هستند كه حتى گاهى با داشتن امتيازات چشمگير ، نمى توانند رنج و نگرانى را از خود دور نمايند : تاريكى فردايى كه از راه مى رسد ، تاريكى وضع نسل جديد ، تاريكى پايان منابع اقتصادى ، تاريكى سقوط فلسفههاى رضايت بخش ، تاريكى شيوع دروغ ، تاريكى رقابتهاى كشنده ، بدتر از همهء اين تاريكىها ، كمبود انسانهاى واقعا روشن در ميان جوامع .
بنا بر اين ملاحظات ، مثل قدرتها و سعادتها و امتيازات امروزى ما در يك مثل عاميانه اى منعكس است كه مى گويد : پس از تحمل هزاران مشقت و زحمت طشت طلائى بسيار زيبا و گرانبهائى بدست آوردهام ، ولى چكنم كه مزاجم بيمار است و آن را بعنوان ظرفى براى استفراغ خونى بكار مى بندم .
ولى با همهء اين تاريكىها ، جاى بسى اميد است كه روشنايىهائى جسته و گريخته در اين جامعه و آن جامعه و اين فرد و آن فرد ديده مى شود كه از بدبينى مهلك در بارهء آينده مى كاهد .
اكنون مى توانيم عظمت جملهء امير المؤمنين عليه السلام را دريابيم كه مى گويد : « مثل من ميان شما مثل چراغ در تاريكى است » و نمى گويد : من فردى خوشبخت يا قدرتمند ( بمعناى اصطلاحى ) هستم ، بنا بر اين از من پيروى كنيد و دنبال من راه بيافتيد ، زيرا چنانكه گفتيم : روشنايى يعنى آشنايى با محاسبهء زندگى فردى و اجتماعى صحيح در امكانات و آشنايى با حدود و لوازم و نتايج امتيازات . مسلم است كه اين محاسبهء منطقى تكاپو در راه بدست آوردن سعادت و قدرت را كه وسايل عالى و ضرورى زندگى آگاهانه و آزادانه و رو به هدف است ، در بر مى دارد .
[١] « آكاديمى » باغى بود در شمال غربى باروى شهر در بيرون دروازهء ديپولون كه افلاطون براى تعليمات خود آماده كرده بود . « لوكئوم » مدرسه اى است در شرق باروها و نزديك راه ماراتون كه ارسطو براى تعليمات خود قرار داده بود .