ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٨ - دليل چهارم
از خود هدف را دارا مى باشند .
افراد و جوامعى را مى بينيم كه بارها از موفقيت در هدفها نه تنها محروم گشتهاند ، بلكه بوسيلهء شكست در آن هدفها ، عوامل بسيار مهمى از موجوديت خود را از دست دادهاند ، با اين حال به موجوديت خود ادامه مى دهند و خنده از لبانشان و سخنان پيروزمندانه از زبانشان قطع نمى شود .
در صورتى كه شكست در وسيلهها با ادامهء اميد به هدفها ، خاصيت مزبور را ندارد ، مگر اين كه شكستها بقدرى پى در پى و همه جانبه صورت بگيرد كه وصول به هدف را امكان ناپذير جلوه بدهد .
دليل پنجم
دليل پنجم - تفكيك ميان هدف و وسيله ، يكى از بزرگترين عوامل زندگى هدفدار است ، زيرا با اين تفكيك است كه عظمت و ارزش هدفها معلوم مى شود و در صورتى كه انسان خود آشنا و داراى علاقه به خويشتن باشد ، بهترين هدفها را براى زندگى خود انتخاب مى نمايد . اگر تفكيك مزبور صورت نگيرد ، زندگى آدمى مانند قطعهء كاغذى است كه بدون هدف در سيل حوادث زندگى باين سو و آن سو كشيده مى شود و در مسير خود از هر چيزى كه در پيرامونش مى گذرد و مى تواند ارتباطى با او داشته باشد ، نه اطَّلاعى مى گيرد و نه بهره اى برمى دارد .
چنين انسانى وسيله اى براى هدف زندگى ديگران مى باشد .
دليل ششم
دليل ششم - يكى از انسانىترين نتايج شناخت وسيله و هدف و ارزيابى آن دو ، تحقّق بخشيدن به آن اصل رؤيايى است كه در همهء قرون و اعصار ، همهء عظماى فكر بشرى را به خود مشغول داشته است و آن اصل عبارت است از : اگر موجوديت من هدف است ، موجوديت ديگران نيز هدف است و اگر موجوديت ديگران وسيله است ، من هم وسيله هستم اكثريت قريب به اتفاق انسانها ، از آن هنگام كه از ضرورتهاى حيات معمولى فارغ مى شوند و شروع به ارضاى تمايلات ما فوق ضرورتهاى حياتى مى نمايند ، محور اساسى همهء شئون انسانهاى ديگر را خود طبيعىشان قرار مى دهند ، و چون خواستهها و گسترش خود طبيعى ، اندازه و حدّى نمى شناسد ،