ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٦ - ٨ - شناخت و ارزيابى هدف و وسيله
و محاسبه شده انتخاب مى گردد ، همهء عناصر روانى و مغزى و انگيزههاى حياتى در انتخاب آن هدف هماهنگ و بسيج مى شوند و مى خواهند هدف را كه جزء گسيخته اى از انسان احساس مى شود ، بانسان بپيوندند ، و جزء پيوسته اش قرار بدهند ، و بدانجهت كه وصول به هدف اهميت حياتى دارد ، بدون صرف نيروها و توجيه ساير شئون حياتى به سمت هدف ، امكان پذير نيست ، لذا پيروزى در هدف گيرى در حقيقت پيروزى در حيات است و بالعكس ، شكست در هدف گيرى مساوى شكست در حيات خواهد بود .
دليل دوم
دليل دوم - بمنزلهء نتيجهء دليل يكم ، شناخت هويّت انسان و آشنايى با اصول اساسى و پديدههاى فرعى يك جامعه مى باشد ، زيرا اگر چه انتخاب وسيله بنوبت خود مى تواند روشنگر وضع روانى فرد و جامعه بوده باشد ، ولى بدانجهت كه وسيله جنبهء آلى و پيروى دارد ، لذا نمى تواند روشنگر همه جانبهء خواستههاى انسانى بوده باشد . ولى هدفگيرىها و شناخت عوامل اساسى آنها بخوبى مى تواند از عهدهء توضيح و تحليل حيات و شخصيت و منش آدميان برآيد . فرد يا جامعهء پيروزى طلب همواره هدفهاى مخصوصى را انتخاب مى كند كه به هدف مطلقش ( پيروزى طلبى ) نايل سازد .
دليل سوم
دليل سوم - هنگامى كه فرد يا جامعه اى در هدفهاى انتخاب شدهء خود به پيروزى برسد ، موجب افزايش جرئت ، و شهامت و اميدوارى او به هدفهاى عالىتر مى گردد ، بلكه بالاتر از افزايش جرئت ، گويى درون آدم موفق به هدف ، دست به توليد نيرو مى زند و او را آمادهء هدفگيرى ديگر مى نمايد .
مسلم است كه اگر چنين امتيازى در وصول به هدفها وجود نداشت و رسيدن به هدفها مانند عبور ساده از نقاط زندگى بود ، شخصيتهاى سازندهء تاريخ به آن همه موفقيّتها نايل نمى گشتند . اين امتياز كه براى هدفگيرى گفتيم ، حتّى مى تواند عامل موفقيت ديگران نيز بوده باشد ، زيرا وقتى كه انسان مى بيند فرد يا جامعه اى هدفى را براى خود برگزيد و آن را بدست آورد ، با اين توجه كه او هم موجودى مثل من است ، چرا من به هدفهاى خود موفق نشوم ، جرئت