ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٤ - ٨ - شناخت و ارزيابى هدف و وسيله
روشن است كه يكى از آن موضوعات حياتى كه تاريخ بشرى را از قابليت تفسير صحيح بر كنار نموده ، حيات انسانى را كه مطلوبترين هدفها است ، بصورت وسيلهء ناآگاهى ميان ديروز كه معدوم است و فردا كه مجهول است در آورده است ، موضوع هدف و وسيله ميباشد . اين همان موضوع است كه بىاعتنايى بدان يا ناديده گرفتن عمدى آن ، هيچ ارزشى در قاموس بشرى باقى نمى گذارد .
مگر مى توان سقوط ملاكهاى ارزشى را در دوران معاصر ، يك پديدهء اتفاقى تلقّى كرد اين سقوط معلول جبرى اختلاط هدفها و وسيلهها است كه ريشههاى خود را در اعماق تاريخ ما دوانيده است .
هنگامى كه حيات فردى از انسان را بتوانيم بصورت وسيله براى هدفهاى جاه طلبانهء خود در آوريم ، بخاك و خون افتادن ميليونها انسان داراى حيات ، يك خبر عادى تلقّى خواهد گشت .
اسارت و بردگى و گرسنگىهاى و محروميتها در اشكال متنوعى كه دارند ، همه و همه نتايج شوم عدم تفكيك ميان هدف و وسيله بوده است كه تا به امروز ادامه دارد . اگر متفكرى چنين گمان كند كه پيشرفت علوم حرفه اى و تكنيك ناخود - آگاه و تلاشهاى بىمحاسبهء اجتماعى بشر را در آينده به اين آرمان اعلا ( تفكيك هدف از وسيله ) موفق خواهد ساخت ، گمانى خوش بينانهء افراطى است كه تنها وسيلهء تسليت خويشتن ميباشد .
عملى شدن اين آرمان ( شناخت و ارزيابى هدف و وسيله و تفكيك آن دو از يكديگر ) احتياج قطعى به رسالت دائمى دارد .
تا آنجا كه ما سراغ داريم دو مفهوم وسيله و هدف و شناخت و ارزيابى آن دو ، كمتر مورد توجه مكتبها و متفكرين قرار گرفته است . در اغلب قلمروهاى علمى و انسان شناسى و انسان سازى و بلكه جهان بينى ، آن حقايق كه از پيش مطلوب