ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٠٠ - از خود بيگانگى معلول طبيعى ناخود ساختگى است
اين اوصاف عالى را بوسيلهء نورافكنهاى فوق دانشها و بينشهاى معمولى مشاهده ميكنند و در نتيجه چهرهء دنيا براى آنان دگرگون مى شود و بمرحلهء آشنايى با عالم هستى مى رسند و آن را مجمعى از جريانات رياضى و زيبائى جاذب و عظمت خيره كننده در مى يابند .
پس از اين سياحت و تحقيق و جهان بينى عميق به قلمرو درون وارد ميشوند ، شخصيت را در نهايت صيقل و شفافيت مى بينند و بخوبى احساس مى كنند كه چنان عظمت و شفافيتى نمى تواند ساخته خود انسان بوده باشد و اين موجود بزرگ كه مى تواند جهان هستى را كلا دريابد ، و بالاتر از آن ، جلوه گاه عظمت الهى باشد ، فوق عوامل سازندهء جهانى و بشرى است كه براى تكامل لا ينقطع آمادگى نشان مى دهد ، با آغاز تكاپو براى تكامل نيروهاى شگفتانگيز از نهانگاه درون به فعاليت مى افتند و راه را براى مقصد هموار مى سازند . در اين مشاهدات و تكاپوها استناد همهء نيروها و استعدادها را بخدا در مى يابند و مى بينند همهء آنها جز اراده حركت به سوى كمال كه نيروى آن هم از خدا است ، ساختهء خدا مى باشد ، در اين مرحله خدا ساختگى خود را بخوبى در مى يابند . بهمين جهت است كه با اخلاقترين و خنده روترين و متواضعترين مخلوقات مى باشند . اين خدا ساختهها هستند كه مى توانند دست انسانها را كه خود را جزئى از آنها مى دانند گرفته و بسوى كمال اعلا رهنمون شوند .
٣٦ - « و سيهلك فىّ صنفان : محبّ مفرط يذهب به الحبّ الى غير الحقّ و مبغض مفرط يذهب البغض الى غير الحقّ و خير النّاس فىّ النّمط الأوسط فالزموه » [١] .
( و در بارهء من دو گروه به هلاكت مى افتند : آن هواخواه علاقمند كه افراط مى كنند و آن افراط او را از جادهء حق منحرف مى سازد و كسى كه در بغض و خصومت با من افراط مى نمايد و آن افراط او را به باطل مى كشاند ، بهترين مردم در بارهء ارزيابى من گروه معتدلند ، با اين گروه موافقت كنيد ) .
[١] ط ١٢٥ ج ٢ ص ١١ .