ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٩١ - همهء شما مى دانيد كه سزاوارترين مردم براى زمامدارى كسى جز من نيست
٣٣ - « لقد علمتم انّى احقّ النّاس بها من غيرى و و الله لأسلَّمنّ ما سلمت امور المسلمين و لم يكن فيها جور الَّا على خاصّة » [١] .
( شما قطعا مى دانيد كه من سزاوارترين مردم به زمامدارى هستم و سوگند به خدا ، مادامى كه امور مسلمانان جريان طبيعى خود را طى مى كند و تعدى جز به چشمگيران مستحق تجاوز صورت نمى گيرد ، سكوت خواهم كرد ) .
همهء شما مى دانيد كه سزاوارترين مردم براى زمامدارى كسى جز من نيست جملهء فوق حقيقتى را در بردارد كه سرگذشت على ( ع ) در موارد گوناگون اثبات كرده است . بدين جهت است كه او براى اثبات گفتهء خود احتياجى بر استدلال نمى بيند ، بلكه آنان را به خودشان هدايت ميكند كه شما يقين داريد كه « سزاوارترين مردم براى زمامدارى منم » . ما در اين مبحث براى مطالعه كنندگان محترم نامهء « محمد بن ابى بكر » به « معاويه » و پاسخ او را متذكر مى شويم ، تا روشن شود كه استناد امير المؤمنين ( ع ) به علم و اطلَّاع آنها به قوىترين مدارك متكى بوده است : « هنگامى كه محمد بن ابى بكر به جاى » قيس بن سعد بن عبّاده « به مصر مى رود ، نامه اى از مصر به معاويه مى نويسد : اين نامه از محمد بن ابى بكر است به معاوية بن صخر گمراه ، پس از حمد و سپاس الهى ، خداوند متعال مخلوقات را با عظمت و قدرت خود براى هدفى آفريده است ، در اين امر آفرينش نه بيهودگى در كار بوده و نه جبران ناتوانى و احتياج به مخلوقات . مردم را بندگان خود آفريد ، برخى گمراه و بعضى ديگر در هدايت ، گروهى سعادتمند شدند و گروهى ديگر به شقاوت افتادند . سپس اشخاصى را براى ارشاد انسانها برگزيد ، و پيامبر اكرم محمد ( ص ) را انتخاب كرد و او را امين وحى و رسولى كه بشارت دهنده و تهديد كننده است قرار داد .
[١] ط ٧٢ ج ١ ص ١٢٠ و ١٢١ .