ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٦ - روز و شب انديشه و تلاشى جز اين ندارم كه حق را از باطل تفكيك كنم ، اگر چه حق در درون باطل فرو رفته باشد
حق دست برنمى دارم . حق حيات انسانها ، در هيچ موقعيتى مانند جنگ و پيكار ، در تاريكىها و ابهامهاى متنوع فرو نمى رود . خوب دقت كنيد تا برخى از پردههاى ظلمت و ابهامى را كه در ميدان كارزار روى حق حيات مى افتد و آن را تا حدّ نابودى مخفى مى سازد ، بشما بگويم : اينجا ميدان جنگ است ، دانشگاه نيست .
اينجا مى زنند و نمى انديشند .
اينجا به استسقاى خون آمدهايم كه باران خون بياوريم ، نه به تماشاى جويبارهاى زلال كه بر لبش بنشينيم و در رؤياها فرو رويم و شعر بگوئيم كه : نسيم خلد مى وزد مگر ز جويبارها اينجا است كه حياتها تبديل به ضد حيات مى گردند .
بهر وضعى كه پيش بيايد پيروزى را دريابيد ، اگر چه با كشتن همهء افراد بىگناه باشد .
پردههاى تاريك ديگرى هم در ميدان كارزار چهرهء حق حيات را تيره و تار مى كند كه بازگو كردنش باعث شرمسارى است . اكنون فهميديد كه من چرا از به بازى گرفتن شمشير در عرصهء جنگ خوددارى نموده و شكيبايى و تحمل مى كنم .
يگانه عامل اين خوددارى بيرون آوردن حق از درون آن همه باطلها است كه بشما گفتم .
< شعر > خون نپوشد گوهر تيغ مرا باد از جا كى برد ميغ مرا < / شعر > ٣١ - « اللَّهمّ انّك تعلم انّه لم يكن الَّذى كان منّا منافسة فى سلطان و لا التماس شيء من فضول الحطام و لكن لنرد المعالم من دينك و نظهر الأصلاح فى بلادك فيأمن المظلومون من عبادك و تقام المعطَّلة من حدودك » [١] .
( پروردگارا ، تو مى دانى كه اقدام و دفاع ما از روى رقابت و بدست آوردن سلطه و مزاياى ناچيز دنيا نبوده است ، بلكه براى ورود به طرق و تبعيت از نشانههاى دين تو و گستردن اصلاح شهرهاى تو بوده است ، تا بندگان ستمديده ات امن و
[١] ط ١٢٩ ج ٢ ص ١٩ .