ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - من شما را براى خدا مى خواهم و شما مرا براى تأمين تمايلات شخصى خود
هيچ امتياز و ارزشى در اين دنيا وجود ندارد ، مگر اين كه از شما و براى شما است ، آن شمائى كه در « من انسانى اعلا » متحد است ، همچنين معرفتى كه من به حقيقت انسانى شما دارم ، مانع از آن است كه شما را در اشباع تمايلات حيوانى و لذت پرستى و خودخواهى و خودبينى رها بسازم و از اين راه محبت شما را بخودم جلب كنم .
محبّت حاصل از اين رهايى در تيرگىها و پستىها ، سختترين خصومت و عداوت ميان من و عقول و وجدان شما است ، زيرا من با اين كار عقل و وجدان شما را از تكاپو و پرواز در فضاى كمال فلج كردهام ، اگر چه با احساس لذايذ پست بىبند و بارى از من خوشحال خواهيد بود . با اين رابطهء اعلاى انسانى كه ما مى توانيم سطح تكامل انسانى را درك كنيم ، زيرا انسانى را در رديف اول قرار دادهايم كه « مى دانمها » و « مى خواهم » هاى بىاساس و زودگذر و ضدّ و نقيض آدميان را تنظيم و تصعيد مى نمايد و به قلههاى « مى دانم » و « مى خواهم » اصيل و پايدار اعتلا مى بخشد .
بدون مراعات اين رابطه ميان پيشرو و پيرو ، هيچ مكتبى قدرت اصلاح واقعى انسانها را نمى تواند دارا بوده باشد .
١٤ - « وَاللَّه ما مُعاوِيةُ بِأَدهى مِنىّ وَلكِنَّه يَغدِرُ وَيَفجُرُ وَلَو لا كَراهِيَّةُ الغَدرِ لَكُنتُ مِن ادهَى النَّاسِ وِ لكِن كُلُّ غَدرَةٍ كُلُّ فَجرَةٌ وَلِكُلِّ فَجرَةٍ كَفرَةٌ وَلِكُلِّ غادِرٍ لِواءٌ يُعرَفُ بِه يَومَ القِيامَةِ » [١] .
( سوگند به خدا ، معاويه سياستمدارتر از من نيست ، ولى او به حيله گرى و انحراف دست مى يازد . و اگر حيله گرى و مكر پردازى و انحراف از حقايق ، كار پستى نبود ، من از سياستمدارترين مردم بودم ، ولى هر حيله گرى انحرافى است و هر انحرافى ظلمتى است و براى هر حيله گرى در روز قيامت پرچمى است كه با آن پرچم شناخته مى شود . )
[١] ط ١٩٨ ج ٢ ص ٢٠٦ .