ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣ - نوع يكم - مختصات انسانى از نظر ماهيت
٥٥ - انتظار ٥٦ - گذشت و فداكارى ٥٧ - سودجويى ٥٨ - مى خواهم قابل انعطاف به هزاران مقاصد متنوع ٥٩ - بيكرانه جويى ٦٠ - تصرف و ايجاد دگرگونى در علل و شرايطى كه انسان را بوجود آورده است .
بتوضيح اين كه انسان در يك خانواده و محيط و اجتماعى بوجود مى آيد ، سپس با رشد و كمالى كه بدست آورده است ، مى تواند خانواده و محيط بلكه اجتماع خود را دگرگون بسازد ٦١ - انسان در هر موقعيتى كه قرار مى گيرد ، توانايى شروع كردن از صفر را دارا ميباشد ، باين معنى كه مى تواند مانند دكارت و غزالى اندوختههاى فكرى و دريافتهاى خود را ناديده گرفته ، بعنوان يك موجود ناب شروع به كار كند ٦٢ - انسان با خويشتن به گفتگو مى پردازد ٦٣ - دلاورى و شجاعت ٦٤ - زبونى و ترسوئى ٦٥ - قضيه سازى مانند : آفتاب روشن است ٦٦ - انسان قابل تكامل است ٦٧ - آرمان گرايى ٦٨ - پرستش ٦٩ - عشق ٧٠ - محبت ٧١ - كينه توزى ٧٢ - انتقام ٧٣ - حسادت ٧٤ - شماتت ٧٥ - مسخره ٧٦ - فرصت طلبى ٧٧ - مايه گذارى از احساسات در كارها ٧٨ - احساس و فعاليتهاى هنرى ٧٩ - لذت [ انواع لذت بشمارهء موضوعات لذت بار است كه از يك جهت بىنهايت است ، ولى ما آن را صد نوع ( ١٠٠ ) فرض مى كنيم ] ٨٠ - درد و الم [ انواع درد و الم نيز مانند لذت قابل شمارش نيست ، ما آن را صد نوع ( ١٠٠ ) فرض مى كنيم ] ٨١ - تفكيك ميان وسيله و هدف ٨٢ - احساس اصالت هدف و تابع بودن وسيله ٨٣ - روش ماكياولى ( قربانى كردن همه چيز بعنوان وسيله در راه هدف ) ٨٤ - خيالات ٨٥ - احساس امكان حركت در يكى از دو يا چند راه ٨٦ - شك و ترديد در سر دو يا چند راه ٨٧ - تحيّر عالى در موضوعات با عظمت ٨٨ - تفكيك مبدء حركت و مسير و مقصد حركت ٨٩ - تداعى معانى ٩٠ - تجسيم يعنى موجود را معدوم و معدوم را موجود تلقى كردن ٩١ - نشاط ٩٢ - خستگى و فرسودگى ٩٣ - احساس زمان ٩٤ - تقسيم زمان به گذشته و حال حاضر و آينده ، نه مانند ماشين كه عقربكهايش بگردد و براى ناظر جريان زمان را نشان بدهد ٩٥ - تأثّرات يا فعاليّتهاى درونى كه موجب طولانى و يا كوتاه شدن زمان مى گردد ٩٦ - آگاهى به كارى كه انجام مى شود