ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٨ - معناى يكم - ١٧١ از خود بيگانگى ١٨٧ مثبت در سمت و مقصد طبيعى و معمولى
< شعر > قرنها بگذشت اين قرن نويست ماه آن ماه است و آب آن آب نيست عدل آن عدل است و فضل آن فضل هم ليك مستبدل شد اين قرن و امم قرنها بر قرنها رفت اى همام وين معانى بر قرار و بر دوام شد مبدل آب اين جو چند بار عكس ماه و عكس اختر برقرار پس بنايش نيست بر آب روان بلكه بر اقطار اوج آسمان < / شعر > بنا بر اين ، بايستى عامل كوشش و تنظيم « خود » ها را در مسير تكاملى در خارج از « خود » هاى گذران جستجو كنيم ، مخصوصا با در نظر گرفتن اين تعريف براى « خود » كه مى گويد : « خود » چيزى جز تشكل محصولات اعمال و فعاليتهاى درونى ( فونكسيون ) نمى باشد .
مسئله دوم - تعريف اين عامل تنظيم و توجيه كننده چيست
مسئله دوم - تعريف اين عامل تنظيم و توجيه كننده چيست متفكران و بانيان مكتبهاى بزرگ در پاسخ به اين سؤال اختلاف نظر دارند . گروهى معتقدند كه طبيعت بشرى ذاتا خوب است و اگر آلودگىها و ناپاكىهاى محيطى او را بحال خود بگذارد ، هم « خود » ها را تنظيم ميكند و هم فعّاليتها و پديدههاى روانى را در جريان « خود » هاى تكاملى استخدام مى نمايد .
گروه دوم - مى گويند : طبيعت آدمى حقيقتى است بيطرف از خوبى و بدى ، و هدفگيرىهاى تكاملى او مستند به محيط و تعليم و تربيتها است كه جريان « خود » ها را رو به تكامل يا رو به سقوط توجيه مى نمايد .
گروه سوم - عامل كوشش را از جنبهء معنوى عالى آدمى جستجو ميكنند و مى گويند : با نظر به دو جنبه اى بودن انسان ( جنبهء مادّى محض و جنبهء معنوى ) نمى توان اين عظمت را كه توجيه تكاملى « خود » ها ناميده مى شود ، از جنبهء مادى محض او سراغ گرفت ، زيرا از آن جنبه انسان سودجويى است لذت پرست و بس . پس جنبهء معنوى انسان است كه مى تواند « خود » ها را در مسير تكاملى بجريان بياندازد .
اين جنبهء معنوى مربوط به پرتو ما فوق طبيعت است كه ذات آدمى را كمال جو و كمال ياب مى نمايد .
مسئلهء سوم - مقصود از تجدد « خود » ها يكى پس از ديگرى در مسير تكاملى چه معنائى دارد
مسئلهء سوم - مقصود از تجدد « خود » ها يكى پس از ديگرى در مسير تكاملى چه معنائى دارد