ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٩ - يك نظر اجمالى به تاريخ مفهوم ١٧١ از خود بيگانگى ١٨٧
است [١] . در يكى از اسطورههاى آفريقايى چنين مى خوانيم : « ئوگ بو - ئين با » زنى نازا است ، بخاطر تولدّ دوبارهء خود ، راهى سفر به سوى خداوند مى شود . او بر نقص خويش آگاه است ، از وجود آن رنج مى برد و از ترميم آن خود عاجز است . در راه حتى گرسنگى و تشنگى مى كشد ، در چندين مرحله و خوان بايد بخاطر تجهيز و تقويت و كمال خود پيكار كند و با زورمندانى پنجه نرم كند . تازه پس از موفقيت در همهء اين مراحل مى تواند اميدوار باشد كه از مراحل پايين و فرودين ، به مراحل عالىتر نائل آيد و سرانجام بسوى خدا باز گردد . » [٢] « در اسطورهء « ئيجاو » هنوز زندگى زمينى ، خود حجاب و پردهء حائل و مانع ميان انسان و خدا بشمار مى رود ، سالك تا از اين زندگى نميرد ، به معاد در فراز قوس صعود نخواهد رسيد ابديت ، روح » [٣] .
چند موضوع در عبارات فوق بايستى مورد دقت قرار بگيرد : ١ - « تولد دوبارهء خود » .
٢ - « آگاهى به نقص خود » .
٣ - « رنج بردن از آن نقص » .
٤ - « ناتوانى از ترسيم خود » .
٥ - « اعتلاء از مرحلهء پايين به مرحلهء عالى » .
مسلم است كه در همهء موضوعهاى پنجگانه مضمونى از احساس « از خود بيگانگى » وجود دارد ، يعنى احساس بيگانگى از خود پست .
اين گونه سير تحولى از خودها را در اوپانيشادها نيز مى توان سراغ گرفت . دكتر تاراجند تحت عنوان « تعليمات اوپانيشاد : چنين مى نويسد :
[١] كتاب سياست - ارسطو ص ٢٠ مقدمهء سانتهيلر در مقايسهء فلسفهء اجتماعى و سياسى دو فيلسوف ارسطو و افلاطون . ترجمهء عربى
[٢] كتاب سياست - ارسطو ص ٢٠ مقدمهء سانتهيلر در مقايسهء فلسفهء اجتماعى و سياسى دو فيلسوف ارسطو و افلاطون . ترجمهء عربى
[٣] آفريقا - افسانههاى آفرينش تأليف يولى باير ترجمه ژ . آ . صديقى ص ٢٢٧ و ٢٢٨ .