ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٤ - بايستى براى پيدا كردن هدف اعلاى حيات ، خود حيات را تفسير كنيم و شناسائى حقيقت و ابعاد حيات بدون در نظر گرفتن هدف اعلا پاسخگوى سؤال اصلى ما نخواهد بود
آن مربّى و پيشتاز و متفكرى كه در بارهء حيات به بحث و گفتگو و فعاليت برميخيزد ، و اين عنصر حياتى « مى خواهم » را ناديده مى گيرد ، نه تنها حيات را نشناخته و كارى در بارهء آن صورت نداده است ، بلكه ديگران را نيز از انديشه در بارهء ماهيت واقعى حيات محروم ساخته است .
آن مربّى و متفكر و پيشتازى كه در بارهء هدفهاى رسمى و معمولى انسان دست به كار مى شود و آنها را زير و رو مى كند و آمار مى گيرد و درجات آنها را معيّن مى نمايد ، اگر چه پديدههاى جارى در قلمرو حيات را بررسى مى نمايد و از اين راه نفعى بحال انسانها بدست مى آورد ، ولى هيچ گونه حق ندارد كه در مبارزهء تحول اساسى انسانها در راه كمال ، چون و چرايى بگويد ، زيرا غوطه خوردن در شناسائى معلولها سودى در شناخت علتها نمى بخشد ، تا بتواند تغيير منطقى در مسير انسانى رو به كمال به وجود بياورد .
بنا بر اين ، ما بايستى « مى خواهم » را كه اساسىترين عنصر حيات و بزرگترين عامل هدفگيرى مى دانيم ، جدىتر از بررسىهاى رسمى مطرح نماييم و به بينيم كه اين پديده از حيات ما چه مى خواهد مسلم است كه حيات آدمى هر چه محدودتر باشد ، « مى خواهم » آن محدودتر خواهد بود و هر چه حيات آدمى ابعاد خود را بيشتر باز كند و فعاليّتها و استعدادهايش متنوع تر گردد ، « مى خواهم » هايش هم از نظر كميّت و هم از نظر كيفيت افزايش خواهد داشت . و اين هم يك اصل ثابت و عمومى است كه انسان در هر موقعيت معينى كه قرار بگيرد ، « مى خواهم » هايش خود آن موقعيّت را كمتر و ناچيزتر از هدف عالى تلقى مى كند و گمان مى برد كه اين هدف عالى عبارت است از موقعيت بعدى كه استعدادهايش باز و ابعادش گسترده تر و « مى خواهم » هايش متنوعتر خواهد بود . بدين ترتيب در هيچ يك از موقعيّتهاى زندگى ، آنچه كه از « مى خواهم » ها توقع دارد ( وصول به هدف ) عملى نمى گردد . اين شكست واقعى در حيات ، بيش از يك علت ندارد ، و آن اينست كه آدمى نمى داند اين پديدهء شگفت انگيز « مى خواهم » را چه كند و چه نتيجه اى از آن بگيرد تنها يك راه حل براى