تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٩ - شرح آيات
«حق نماز اين است كه نمازگزار خود را در برابر خدا ايستاده بداند ...» امام صادق (ع) مىفرمايد
«چون رو به روى قبله ايستادى دنيا را و مردم دنيا را و هر چه را در دنيا هست به فراموشى بسپر».
و چون تكبير گفتى تمام آنچه را در آسمانهاى برين و در زمين است در برابر كبريا و عظمت خداوند ناچيز شمر؛ چون، هر گاه خداوند تعالى از قلب بندهاش به هنگامى كه تكبير مىگويد آگاه شود و قلبش با تكبيرى كه مىگويد همصدا نباشد مىفرمايد: اى دروغگو، آيا مرا مىفريبى؟! سوگند به عزت و جلال خود كه تو را از حلاوت يادم محروم مىسازم و از قرب خود و مناجات كردن با من محجوبت مىكنم.
«و بدان كه او نيازى به خدمت تو ندارد و از عبادت تو بىنياز است و به دعاى تو حاجتى ندارد. او به فضل خود تو را فرا خواند تا تو را رحمت كند و تو را از عقوبت خويش دور سازد».
/ ٥٨ در بعضى از احاديث آمده است كه نماز را حدودى است.
زكريا بن آدم از حضرت رضا (ع) روايت مىكند كه گفت
«نماز را چهار هزار در است». [١٣] امام صادق فرمايد
«نماز را چهار هزار حد است». [١٤] «وَ لا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ- و از مشركان مباشيد.» [٣٢] به خاطر پيروى از دين حنيف و پاكيزگى از ناپاكى شرك آدمى نياز به انابت و تقوى و اقامه نماز دارد. در آن جا مؤمن در دژ استوار توحيد قرار مىگيرد. و از مظاهر شرك كه يكى از بارزترين آنها اختلاف در دين و تشتت و تحزب است
[١٣] - بحار الانوار، ج ٢٨، ص ٣٠٣.
[١٤] - همان منبع.