تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٧٦ - شرح آيات
«ثُمَّ سَوَّاهُ وَ نَفَخَ فِيهِ مِنْ رُوحِهِ- آن گاه بالاى او راست كرد و از روح خود در آن بدميد.» خداى تعالى اين آفرينش را نيكو ساخت آن گاه كه آن را نعمت حواس و عقل داد.
«وَ جَعَلَ لَكُمُ السَّمْعَ وَ الْأَبْصارَ وَ الْأَفْئِدَةَ- و برايتان گوش و چشمها و دلها آفريد.»/ ٢١٣ بر افراد بشر واجب است كه در برابر اين نعمت پروردگارشان را سپاس گويند و رسالتهاى او را پيروى كنند و حال آن كه بيشترين كافر نعمت و ناسپاساند.
«قَلِيلًا ما تَشْكُرُونَ- چه اندك شكر مىگوييد.» اين سخن الهى دليل اين است كه در آدمى طبيعت خاكى در بيشتر مواقع بر او غلبه دارد و از اين رو است كه امثال اين عبارات در كتاب خدا اندك نيست
«اندكى از بندگان من سپاسگزارند».
شكر حقيقى احساس كردن انسان است نعم الهى را، سپس تسليم مطلق در برابر او. در حديث از امام صادق (ع) روايت شده كه
«خدا به موسى (ع) وحى كرد كه اى موسى، مرا آن چنان كه در خور سپاس من است سپاس گوى. گفت: اى پروردگار من چگونه تو را آن گونه كه حق تو است سپاس گويم. و هر سپاس كه جاى آورم نعمتى است كه تو به من عطا كردهاى؟
گفت اى موسى: همين كه مىدانى آن نعمت سپاس از من است كه تو را دادهام، پس مرا آن گونه سزاوار من است سپاس گفتهاى».
[١٠] يكى از عوامل كفران نعمت انكار روز قيامت است. چرا؟ زيرا نعمتها در نزد كسى كه شكر آنها به جاى مىآورد، عبارت است از مسئوليتها و شكر آنها وفا به حقوق آنهاست. كسى كه قيامت را انكار مىكند از مسئوليت نعمت مىگريزد. پس آن را سپاس نمىگويد. بلكه علت معنوى انكار قيامت فرار از