تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤٨ - ايمان صبر و شكر است
شايد حكمتش اين باشد كه شكر، در ايمان به خدا مىافزايد شخص شكر گوينده مىداند كه نعمت و فضل خدا همگان را شامل است. شكر، شخص شكرگزار را از غرور باز مىدارد و او را ملتزم مىكند كه نعمت حق را بشناسد.
اين از ثواب و پاداش خداوند؛ و اما سعادت دل، بايد گفت كه بزرگترين نعمت تحقق يافتن خواستها و آرزوهاى دل است. لذتهاى جسمانى به زودى از بين مىروند و براى بشر خوشبختى نمىآورند. براى مثال اگر شخص محكوم به اعدام شود و سپس بهترين انواع خوراكيها را برايش بياورند و لذت جنسى با زيباترين دختران جهان برايش فراهم آورده شود آيا اين همه لذت به جانش مىنشيند؟! هرگز.
همچنين اگر اضطراب و ناآرامى روانى خواب را از كسى بگيرد لذت جسمى هر چند زياد و متنوع باشد به كام او گوارا نمىآيد چون آنچه مهم است خوشبختى و خشنودى دل است.
كسى را در نظر بياوريد در انتظار يك ميليون دلار است. به اين شخص اگر نيم ميليون دلار بدهند، تأسف مىخورد اما كسى كه منتظر هيچ سودى نيست، اگر نيم دلار هم به او بدهند خوشحال مىشود. همچنين اگر كسى طالب رياست در محلى باشد، ولى نيابت رياست به او دهند غمگين مىشود ولى كسى كه اصلا در منصبى طمع نداشته باشد با يك مقام هر چند اندك هم باشد احساس خوشبختى مىكند.
چنين است كسى كه شاكر نعمتهاى خدا است. همواره نعمتها را احساس مىكند و مىداند كه او مستحق چنين نعمتى نبوده و به فضل خداست كه او را نصيب دادهاند يعنى همانند همان كسى كه در انتظار هيچ مالى نيست و مالى اندك به دستش مىرسد و خود را خوشحال و خوشبخت احساس مىكند.
اينك به اين دو حديث توجه كنيد
/ ١٨٣ محمد بن خلّاد از على بن موسى الرضا (ع) روايت مىكند كه فرمود
«هر كس خدا را بر نعمتى حمد گويد او را شكر گفته است و حمد برتر از