تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩٩ - رهنمودهايى از آيات
بخشش حاصل نمىشود.
/ ١٢٢ براى اين كه رحمت پروردگار نصيب ما شود لازم است كه به ديگران نيكى كنيم و از آنچه حاصل مىكنيم چيزى در راه خدا انفاق نماييم و گرنه نصيبى از رحمت و هدايت نخواهيم داشت. چرا؟ در زندگى انسان چه رابطهاى ميان احسان و هدايت وجود دارد.
پاسخ اين است كه كسانى كه از احسان روى برتافتهاند و حقوق ديگران را به سود خود غصب مىكنند، در اين جهان پهناور، جز خود و منافع خود را نمىبينند. او بنده هواى خويشتن است پس از حق دورى مىگزيند. همه چيز را به مقياس مصالح خود مىسنجد نه بر حسب ارزشى كه دارند. هدف خود اوست نه حقيقت و اين همه سبب انحراف مىشود. عقل و اديان الهى انسان را به حقايق موجودات توجه مىدهند، در حالى كه شهوات و هواهاى نفسانى او را به درون ذات خود سوق مىدهند. پس از پى هواهاى نفسانى رفتن چراغ عقل را خاموش مىكند و اين همان ضلالت است. از اين جاست كه پروردگار ما تأكيد مىكند كه نيكوكار به راه هدايت مىرود در عالم معنويات و به سوى رحمت مىگرايد در اين جهان مادى. و اين خود يكى از ثمرات هدايت است.
اگر به آيات قرآنى توجه كنيم در مىيابيم كه مهمترين امتيازات پيامبران نيكى كردن ايشان در حق مردم است، بلكه نيكوكارى عامل مهم در برگزيدن ايشان است براى پيامبرى.
خداى تعالى درباره پيامبر خود يوسف مىگويد: «چون به سن رشد رسيد او را حكمت و علم داديم و نيكوكاران را چنين پاداش دهيم». (يوسف ٢٢) و از موسى (ع) گويد: «چون به سن رشد رسيد و برومند شد او را فرزانگى و دانش داديم و نيكوكاران را چنين پاداش مىدهيم». [١] خداى تعالى اين معنى را به صورت كلى بيان مىفرمايد آنجا كه مىگويد
[١] - قصص/ ١٤.