تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٤ - شرح آيات
مىترسيد از آنها هم بيمناك باشيد».
و اين عادت شريكان است كه از يكديگر مىترسند. آيا شما از بندگانتان مىترسيد؟ هرگز.
«كَذلِكَ نُفَصِّلُ الْآياتِ لِقَوْمٍ يَعْقِلُونَ- آيات را براى مردمى كه تعقل مىكنند اين سان تفصيل مىدهيم».
زيرا جز صاحبان خرد آيات خدا را نمىفهمند.
[٢٩] حقيقت اين است كه كسانى كه شرك مىآورند چنان نيست كه به اكراه به آن شريك گراييده باشند يا اگر از حق اعراض كردهاند به سبب غامض بودن مسئله حق نيست يا به سبب عدم معرفت حق نمىباشد. بلكه به سبب آن است كه مىخواهند از هواى نفس خود پيروى كنند. چنان كه مىفرمايد
«بَلِ اتَّبَعَ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَهْواءَهُمْ بِغَيْرِ عِلْمٍ- آرى ستمكاران بى هيچ دانشى از هواى نفس خود پيروى كردهاند.» هواپرستى جوهر شرك است، زيرا مشرك از بيم مرگ، از طاغوت خود پيروى مىكند و مشرك در برابر غنى جز به طمع مالش سرفرود نمىآورد، پس مسئله نسبت به مشرك عشق به جاويدان زيستن و راحت است.
آيه به ما مىگويد كه ستم اساس پيروى از هواست و آن به نوبه خود سبب ضلالت است. شايد اين امر ما را به نفش فساد در روابط اقتصادى و سياسى و اجتماعى و مآلا به ضلالت راه بنمايد.
اگر روابط ميان افراد بشر روابطى سالم باشد و به يكديگر ستم نكنند نيازى به پيروى از هوا نباشد.
در آيه ذكر شده كه هوى و علم ضد يكديگرند. كسى كه از هواى نفس پيروى كند علم از او دور مىشود و كسى كه با هواى نفس خود مخالفت ورزد به نور علم روشنى خواهد گرفت و هر كس بدون علم از هواى نفس پيروى كند خدا به زودى او را گمراه خواهد ساخت.
/ ٥٣ «فَمَنْ يَهْدِي مَنْ أَضَلَّ اللَّهُ- آن را كه خدا گمراه كند چه كسى هدايت