تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٠١
«او لشكر بيداء است كه از زير پايشان گرفتار شوند». [٢١] اشاره است به روز ظهور قائم آل محمد (ص) كه خدا لشكر كفر را در منطقهاى ميان مكه و مدينه به نام بيداء نابود مىكند.
/ ٥٠١ [٥٢] در لحظهاى كه عذاب نازل مىشود كفار حقيقت را خواهند ديد و در آن زمان جز ايمان راهى نيست. ولى بهتر بود كه آنان در آن روزهايى آزادى و اختيار داشتند و هر عملى را ثوابى و عقابى بود ايمان مىآوردند.
«وَ قالُوا آمَنَّا بِهِ- اينك به رسول ايمان آورديم.» اين به هنگامى است كه پيروزى مؤمنان يا عذاب خدا را به چشم ديدهاند.
ولى دريغا كه ايمان از آنان بس دور است. ايمان قلهاى است بلند كه انسان جز به نيت صادق و عمل صالح و سعى و كوشش و جهاد به آن دست نخواهد يافت.
«وَ أَنَّى لَهُمُ التَّناوُشُ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ- اما از آن جاى دور چسان به آن دست يابند.» ايمان يك كلمه نيست كه در لحظه پايان زندگى آن را بر زبان آرند. بلكه همانند دست يافتن به چيزى است كه بس دور از دسترس باشد و دست يافتن به آن به اين سادگيها ميسر نگردد.
ابو حمزه از امام محمد باقر روايت كند كه در تفسير اين آيه فرمود
«آنها هدايت را طلب مىكنند از جايى كه بدان دست نتوانند يافت در حالى كه پيش از اين در دسترسشان بود». [٢٢] [٥٣] در دنيا وحى را انكار كردند و فرصت از دست دادند.
/ ٥٠٢ «وَ قَدْ كَفَرُوا بِهِ مِنْ قَبْلُ وَ يَقْذِفُونَ بِالْغَيْبِ مِنْ مَكانٍ بَعِيدٍ- پيش از اين به او كافر شده بودند و به گمان خويش به او تهمت مىزدند.» سخن از روى بصيرت نمىگفتند و از واقعيت به دور بودند و بدون هدف
[٢١] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٣٤٣.
[٢٢] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٣٤٥.