تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٩
است و خدا هم مؤيد حق. رسولان در همه حال بر خدا توكل مىكنند و با توكل به او در درياى حوادث غوطهور مىشوند. و جز از خداى نمىترسند.
«قُلْ إِنَّ رَبِّي يَقْذِفُ بِالْحَقِ- بگو پروردگار من الهامبخش حق است.» تا باطل را درهم كوبد. و خدا.
«عَلَّامُ الْغُيُوبِ- داناى غيبهاست.» به پيامبر از سوى خداى عالم الغيب وحى مىشود. او چيزهايى را مىبيند كه ديگران نمىبينند. از يك پيروزى به پيروزى ديگر مىروند. تا خدا شهرها را به دست او بگشايد و اين قويترين شاهد است بر صدق او و او خدايى را مىخواند كه در همه جا حاضر و ناظر است. گويا پايان آيه پيشين و مقدمهاى باشد براى اين حقيقت كه خدا به صدق پيامبران شهادت مىدهد.
/ ٤٩٩ [٤٩] زمانى كه حق فراز آيد و باطل بركنده شود، چه بسا امتى كه صدها سال در گمراهى بوده است ولى از ميان آنها مصلحى برخاسته و پرچم حق را برافراشته.
«قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ ما يُبْدِئُ الْباطِلُ وَ ما يُعِيدُ- بگو حق فراز آمد و باطل بازنيايد و ياراى بازگشتنش نيست.» باطل در برابر حق مسلوب الاراده است. به اين معنى كه اگر مشاهده شد كه زمانى اهل باطل بر اهل حق غلبه دارند به سبب نيرومندى باطل نيست بلكه به سبب ناتوانى اهل حق است. سرانجام روزى اراده خدا آنان را پايدارى خواهد بخشيد، زيرا سنت حيات و منطق حق بدان حكم مىكند. در اين حال شايسته است كه رابطه خود را با عوامل پيروزى نبرند تا جنگ را به سود خود تمام كنند.
معنى «ما يبدئ الباطل» در متن آيه را مىتوان چنين هم معنى كرد كه باطل از اول هم چيزى نبود و ذاتا زوال يابنده و از ميان رونده است. تفسيرهاى ديگرى هم شده ولى آنچه ما آورديم به معنى نزديكتر است. شايد هم بتوان چنين معنى كرد كه باطل موجوديت نوين نمىيابد.
[٥٠] ضلالت از خود انسان برمىآيد و از عوامل آن ضعف و عجز و جهل